
به گزارش خبرآنلاین سایت عصرایران نوشت: تنگه قبلا باز بود و به آسانی از عبور میکردند . تنگۀ هرمز به مثابۀ ابزاری به کار رفت تا او را گیر بیندازد و از اهداف ادعایی و آنچه در سر داشت دور کند و به وادییی دیگر دراندازد و این هدف تحقق یافت و در آتش بس 40 روز بعد و یادداشت تفاهم 28 خرداد هم جلوه کرد و اتفاقات کنونی نباید ما از این دستاورد غافل کند.
کافی است بیانیۀ رسمی ترامپ تنها 36 ساعت بعد از تجاوز به ایران را در 10 اسفند 1404 یا اول مارس 2026 را بار دیگر مرور کنیم تا یادمان بیاید اساسا در آن هیچ سخنی از تنگۀ هرمز به میان نیاورده بود و همین که ناگهان با داستان تنگه رو به رو شد او را به خود آورد که بازی آنگونه که میخواهد پیش نمیرود موفقیتی بود که نباید فراموش شود یا تحت تأثیر دو گانۀ مذاکره یا جنگ رنگ ببازد.
ترامپ، با اسلاف خود میانه ای ندارد مگر رونالد ریگان که اهل سینما بود و به این قصه هم سینمایی نگریست حال آن که بازی سیاست و قدرت فیلم و سینما نیست ولو عوامالناس با تعبیر پشت پرده چنین تصوری داشته باشند و اگر قرار بر اجازه نمیگیرد ولی در سینما کارگردان حاکم مطلق است و دوربین به ارادۀ او خاموش و روشن میشود.
این نوشته نمی خواهد اهمیت تنگۀ هرمز را انکار کند بلکه به قصد سه یادآوری است:
اول این که تنگه قبل از 9 اسفند هم باز بود و بازگشت به شرایط قبل از آن پیروزی ترامپ نیست.
دوم این که ترامپ با هدف سرنگونی نظام سیاسی و بردن اورانیوم آمده بود و به این دو هرف نرسید و به جای آن در تنگه گیر افتاد.
از ابتدا پیدا بود که برای خلاصی از آن چاره ای خواهد جُست و محاصرۀ دریایی مهمترین چاره بود که یافت و به اجرا گذاشت.
این که با تأکید بر تنگه هرمز و مثلا استناد به ماده 11 قانون دریانوردی دایر بر بی ضرر بودن عبور و مرور کشتیها برای کشورهای ساحلی تأکید کنیم و بحث را از مناقشۀ هستهای و کویر و زیر کوه به دریا و تنگه و کشتی بکشانیم زیرکانه است اما فراموش نکنیم قرار بود ترامپ را در تنگه گیر بیندازیم و خودمان نباید در تنگه گیر کنیم.
تنگه جایی نمیرود و حاکمیت و مالکیت و کنترل آن با ماست ولو عبور و مرور به شکل سابق بازگردد. یادمان نرود ترامپ اول جنگ و 10 اسفند چه اهدافی را دنبال و اعلام کرده بود.
17302
