آنها از صفر شروع کردند بدون سرمایه، بدون تجربه،
آنها از صفر شروع کردند بدون سرمایه، بدون تجربه، اما با امید و پشتکار، زنانی که با هنر دستهایشان مسیر ساختند، آزمون و خطا کردند و امروز نهتنها برای خود، بلکه برای دیگران الهامبخش شدهاند.
«ببخشید خانم این عروسک را برایم حساب میکنید؟ اجازه بدهید تماس تصویری با همسرم بگیرم اگر از این مدل گردنبند خوشش میآید، برایش بخرم.» اینها را مردی که موهای کمپشت و چینهای ریز گوشه چشمش نشان میدهد که بهتازگی وارد دهه سوم زندگیاش شده است میگوید.
خانم فروشنده که تا چند دقیقه قبل در مقابل گفتگو با من گارد داشت حالا با خوشرویی جواب میدهد حتماً و چند مدل گردنبند متفاوت دیگر هم پیشنهاد میدهد تا مرد تصمیم بگیرد کدام مدل میتواند بیشتر باب سلیقه همسرش باشد. روی میز این فروشنده پر از عروسکهای کوچک دستی، کیفها و وسایل تزئینی بافتنی است. همینطور بخشی از میز نیز اکسسوری و زیورآلات از جنس برنز دیده میشود کهیی است که شنیدهام. زنانی که شاید در جایی رسمی مشغول به کار نباشند، اما هر روز، بیوقفه، برای زندگی بهتر تلاش میکنند. زنانی که پا به پای مردان، گاهی حتی بیشتر، تلاش میکنند؛ نه فقط برای تأمین مالی، که برای نشان دادن تواناییهایشان، برای ثابت کردن اینکه هر انگشتشان هنری دارد و هر فکرشان ایدهای برای ساختن است.
در ایران، از ۴۳ میلیون زن، تنها ۲۰ درصدشان به شکل رسمی شاغلاند. اما این عدد، تمام ماجرا را نمیگوید. کسی چه میداند چند نفرشان تنهایی بدون پشتوانه مالی در خانههایشان از هیچ شروع کردهاند، از زیر صفر، از جایی که فقط امید و پشتکارشان سرمایه اصلیشان بوده است.
زنانی که امروز کنار میزهایشان ایستاده بودند، فقط فروشنده نبودند؛ هر کدام، قصهای از تلاش و پشتکار را با خود آورده بودند. آنها نهتنها برای کسب درآمد، بلکه برای ساختن جایگاهی مستقل برای خودشان وارد این مسیر شدهاند. برخی از آنها یک ایده ساده را به کسبوکار تبدیل کردهاند، برخی دیگر با یادگیری و آزمون و خطا به اینجا رسیدهاند. این بازارچهها فقط محلی برای فروش نیستند؛ اینجا جایی است که زنان نهتنها اجناسشان، بلکه خودشان و تواناییهایشان را به جامعه معرفی میکنند.
فاطمه برزویی
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
