
واکاوی بحران نقد ادبی در ایران؛
چگونه «آییننامهها» قاتل نقد ادبی شدهاند؟
عدم انتخاب نامزد برای بخش نقد ادبی در جایزهی ادبی جلال، سیگنال هشداردهندهای برای وضعیت تولید محتواست. اگرچه ریشههای این بحران میتواند پیچیده و چندوجهی باشد اما در یک نگاه کاربردی و ساده، مستقیمترین عامل بازدارنده، همان آییننامههای نمرهدهی دانشگاهی است.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: سکوت هیئت داوران بخش نقد ادبی در آخرین دورهی جایزه ادبی جلال، اتفاقی بود که نمیتوان آن را بهراحتی نادیده گرفت. تصمیم مبنی بر اینکه هیچیک از آثار ارسالی شایستهی نامزدی نشوند، تنها بیانگر ضعف نسل جدید نیست؛ بلکه آینهای است از ساختاری که در آن پژوهشگر بهجای خلق کتاب، مجبور به تولید «مقاله» شده است. این پدیده، فراتر از یک تصمیم داوری آنی، نشاندهندهی بحران عمیق در نهاد تولید نقد و نظر است.
وقتی داوران اعلام میکنند که آثار موجود، بیشتر شبیه به پایاننامههای دانشگاهی یا گزارشهای نظریِ خشک هستند تا نقدهای ادبیِ زنده و جریانساز، درواقع دارند صدای سیستمی را تکرار میکنند که سالهاست پژوهشگر را در تلهی «کمیتگرایی» به دام انداخته است. اگرچه میتوانستیم به ریشههای جامعهشناختی، فلسفی یا اقتصادی این بحران بپردازیم، اما در یک نگاه صریح و کاربردی، براساس گفته عیسی امنخانی پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، نوک تیر این مشکل به همین «آییننامههای نمرهدهی» ختم میشود.
