
نگاهی به «سقراط اکسپرس» اثر اریک وینر؛
در ستایشِ توجه
کتاب خوب، زندگی سعادتمند- ۴
خودشیفتگی، عُجب و کبر، مانع از این میشوند که ما از خود بیرون آییم، در حالی که عشق ما را از خودگزینی به دیگرگزینی سوق میدهد. وقتی عشق و شفقتِ ما، نه فقط معطوف به برخی از انسانها، بلکه معطوف به همهیِ انسانها شود، درد و رنجِ دیگران را نیز درد و رنجِ خود میدانیم، و خواهانِ نیکی برایِ همه خواهیم بود، چنانکه سیمون وِی اینگونه زیست.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمد صادقی؛ اریک وینر که عاشقِ قطار و تجربهیِ قطارسواری است، در چهارده سفر پُربار، ما را با خود همسفر میکند تا بهتر بیندیشیم که چطور مثلِ روسو راه برویم، چطور مثلِ اپیکور لذت ببریم، چطور مثلِ کنفوسیوس مهربان باشیم، چطور مثلِ اپیکتتوس گلیم خود را از آب بیرون بکشیم و… و همهیِ اینها، در کتابِ «سقراط اکسپرس» که با ترجمهیِ بسیار خوبِ شادی نیکرفعت (نشر گمان) منتشر شده، آمده است. وینر در مقدمه مینویسد:«فلسفه شفابخش است، اما نه مثل ماساژ سنگِ داغ. فلسفه آنقدرها هم ساده نیست. نه خوشایند است، نه تسلیبخش. کارکرد فلسفه بیشتر شبیه به باشگاه ورزشی است تا اینکه مثل اسپا و سونا باشد. مرلوپنتی، فیلسوفِ فرانسوی، به فلسفه میگوید تأملِ رادیکال. عجیب است که فلسفه، به چشم این فیلسوف، بوی خطر میدهد و آکنده از تنش است. فیلسوفان روزی دنیا را فریفته خودشان کرده بودند. در راه فلسفه از جانشان هم دریغ نداشتند، درست مثل سقراط. اما کُنشِ قهرمانانهی فلسفهی امروز چیست؟ سعی بلیغ برای تصاحبِ کُرسیِ استادی دانشگاه. فلسفه را در خیلی از مدارس درس نمیدهند. دربارهی فلسفههای مختلف خیلی حرف میزنند، اما فلسفهورزی را یاد نمیدهند. فلسفه فرق دارد با درسهای دیگر: دانش نیست؛ شیوهی تفکر است.»

