من با یک برگ کاغذ خود را باد میزدم. حضرت آقا این صحنه را دیدند و فرمودند: «شما بیا اینجا، کنار من بنشین.» عرض کردم: «نه، همینجا خوب است.» اما ایشان فرمودند: «نه، نه؛ بیا اینجا بنشین.» با وجود اینکه جلسه در حال برگزاری بود، ایشان اصرار داشتند که حتماً کنار ایشان و روبهروی کولر بنشینم.
من با یک برگ کاغذ خود را باد میزدم. حضرت آقا این صحنه را دیدند و فرمودند: «شما بیا اینجا، کنار من بنشین.» عرض کردم: «نه، همینجا خوب است.» اما ایشان فرمودند: «نه، نه؛ بیا اینجا بنشین.» با وجود اینکه جلسه در حال برگزاری بود، ایشان اصرار داشتند که حتماً کنار ایشان و روبهروی کولر بنشینم.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محسن رخصتطلب، پژوهشگر هشت سال دفاع مقدس میگوید: حضرت آیتالله خامنهای شخصیتی بینظیر، بسیار باهوش و مسلط بر امور بودند. من در چند مورد شاهد این ویژگیها بودم و واقعاً جای تعجب داشت. سال ۱۳۶۴، در مردادماه، عملیات والفجر ۸ برای تصرف شهر فاو در حال طراحی بود. قرار شد فرماندهان اصلی سپاه که درگیر آن عملیات بودند، به تهران بیایند و علاوه بر ارائه گزارشی از وضعیت منطقه و جنگ به سران قوا، مشکلات، کمبودها، پشتیبانیها و نیازمندیهای خود را نیز مطرح کنند. حدود بیست نفر از فرماندهان از منطقه به تهران آمدیم.