خاطره‌ای از مهربانی آقا در دل جنگ

من با یک برگ کاغذ خود را باد می‌زدم. حضرت آقا این صحنه را دیدند و فرمودند: «شما بیا اینجا، کنار من بنشین.» عرض کردم: «نه، همین‌جا خوب است.» اما ایشان فرمودند: «نه، نه؛ بیا اینجا بنشین.» با وجود اینکه جلسه در حال برگزاری بود، ایشان اصرار داشتند که حتماً کنار ایشان و روبه‌روی کولر بنشینم.

شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ – ۱۳:۳۷
خاطره‌ای از مهربانی آقا در دل جنگ

روایت ازپشت صحنه جنگ؛

خاطره‌ای از مهربانی آقا در دل جنگ

من با یک برگ کاغذ خود را باد می‌زدم. حضرت آقا این صحنه را دیدند و فرمودند: «شما بیا اینجا، کنار من بنشین.» عرض کردم: «نه، همین‌جا خوب است.» اما ایشان فرمودند: «نه، نه؛ بیا اینجا بنشین.» با وجود اینکه جلسه در حال برگزاری بود، ایشان اصرار داشتند که حتماً کنار ایشان و روبه‌روی کولر بنشینم.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محسن رخصت‌طلب، پژوهشگر هشت سال دفاع مقدس می‌گوید: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شخصیتی بی‌نظیر، بسیار باهوش و مسلط بر امور بودند. من در چند مورد شاهد این ویژگی‌ها بودم و واقعاً جای تعجب داشت. سال ۱۳۶۴، در مردادماه، عملیات والفجر ۸ برای تصرف شهر فاو در حال طراحی بود. قرار شد فرماندهان اصلی سپاه که درگیر آن عملیات بودند، به تهران بیایند و علاوه بر ارائه گزارشی از وضعیت منطقه و جنگ به سران قوا، مشکلات، کمبودها، پشتیبانی‌ها و نیازمندی‌های خود را نیز مطرح کنند. حدود بیست نفر از فرماندهان از منطقه به تهران آمدیم.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *