
یادداشتی درباره «اول خیابون قنات» نوولای محمد چرمشیر؛
بازتاب فرهنگ عامه در حافظه تهران
یادداشتی درباره «اول خیابون قنات» نوشته محمد چرمشیر که در نشرچشمه منتشر شده؛ این نوولا روایتی از شیوه حرف زدن، قصهگویی و بخشی از حافظه فرهنگی تهران است که آرامآرام از زندگی روزمره فاصله گرفته است.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – حسین محمدی: گاهی تماشای یک فیلم قدیمی، آدم را بیشتر از خود داستان درگیر گفتوگوهایش میکند. وسط یک دیالوگ معمولی، کلمهای شنیده میشود که معنایش را میدانیم، اما سالهاست کسی آن را به زبان نمیآورد. گاهی هم شیوه خطاب کردن آدمها به هم جلب توجه میکند، تعارفها، شوخیها، تکهکلامها و کنایههایی که زمانی کاملاً طبیعی بودند و امروز کمتر به گوش میرسند. آن لحظه، بیشتر از آنکه با یک واژه قدیمی روبهرو باشیم، با شکل دیگری از زندگی روبهرو هستیم.
همین تجربه، هنگام خواندن «اول خیابون قنات» تکرار میشود. کتاب، پیش از آنکه داستانش خواننده را با خود همراه کند، او را به شنیدن دعوت میکند، شنیدن آدمهایی که هنوز مثل سالهای دور حرف میزنند، همدیگر را صدا میزنند، خبر را از دهان این و آن میشنوند و روایتها را دستبهدست میگردانند. انگار محمد چرمشیر، بهجای آنکه فقط قصهای را روی کاغذ بیاورد، بخشی از حالوهوای یک محله را همانطور که بوده یکجا ثبت و ضبط کرده است.
