خودم را موقع ترجمه دوست ندارم

ادبیات روسیه در نگاه بابک شهاب، سرزمینی است که احساس، اندیشه و تجربه انسانی در آن به هم می‌رسند. مترجم «رودین» تورگِنِف در این گفت‌وگو از راز ماندگاری آثار کلاسیک روس، مفهوم «آدم زیادی»، ترجمه مستقیم از زبان اصلی و وسواس‌های شخصی‌اش در ترجمه می‌گوید؛ وسواس‌هایی که باعث شده درباره خودش بگوید: «خودم را موقع ترجمه دوست ندارم.»

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۰
خودم را موقع ترجمه دوست ندارم

گفت‌وگو با بابک شهاب به بهانه ترجمه رمان «رودین» ایوان تورگِنِف؛

خودم را موقع ترجمه دوست ندارم

ادبیات روسیه در نگاه بابک شهاب، سرزمینی است که احساس، اندیشه و تجربه انسانی در آن به هم می‌رسند. مترجم «رودین» تورگِنِف در این گفت‌وگو از راز ماندگاری آثار کلاسیک روس، مفهوم «آدم زیادی»، ترجمه مستقیم از زبان اصلی و وسواس‌های شخصی‌اش در ترجمه می‌گوید؛ وسواس‌هایی که باعث شده درباره خودش بگوید: «خودم را موقع ترجمه دوست ندارم.»

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – بهاءالدین مرشدی: در سال‌های پایانی دهه هشتاد شمسی کتابی منتشر شد با ترجمه بابک شهاب باعنوان «تاریخچه موسیقی راک»، این کتاب در آن سال‌ها، از معدود کتاب‌هایی بود که درباره سبک‌های موسیقی به فارسی ترجمه شد، کتاب را در همان سال‌ها خوانده بودم، اما نام بابک شهاب با انتشار ترجمه‌های بعدی، بیش‌ازپیش با ادبیات روسیه پیوند خورد و به یکی از مترجمانی تبدیل شد که شاهکارهای این ادبیات را از زبان روسی به فارسی برمی‌گرداند. به بهانه انتشار رمان «رودین» نوشته ایوان تورگِنِف در نشر دیدآور با او گفت‌وگو کردم.

ادبیات روسیه این‌روزها طرفدار زیاد دارد، نگاهی به فهرست پرفروش‌های بازار کتاب کافی است تا نام نویسندگان روس را در صدر آن ببینیم، این علاقه برای من جالب است، جای سوال دارد، از کسی که ادبیات روسیه را می‌شناسد و کتاب‌های بسیاری از این زبان به فارسی برگردانده شنیدن دلیل این اقبال، قابل توجه است.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *