
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، موضوع «بازگشت به خویشتن» در اندیشه دکتر علی شریعتی، یکی از کلیدیترین و در عین حال چالشبرانگیزترین مفاهیم در تاریخ معاصر روشنفکری دینی ایران است. این مفهوم که در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی به عنوان یک استراتژی رهاییبخش مطرح شد، صرفاً یک دعوت نوستالژیک به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای بازسازی هویت انسانی و اجتماعی در برابر هجوم استعمار فرهنگی و استحاله شخصیت ملی.
بنابر روایت مهر، شریعتی با تکیه بر سنتهای مذهبی و ابزارهای جامعهشناختی مدرن، سعی داشت پلی میان ایمان سنتی و آرمانهای مدرن بزند. برای درک عمیق این مفهوم، باید آن را در بستر تاریخی ظهورش و در مقایسه با پیشگامان نهضت بیداری اسلامی همچون سید جمالالدین اسدآبادی، اقبال لاهوری و متفکران سلفی نظیر سید قطب مورد واکاوی قرار داد.
در اندیشه شریعتی، «خویشتن» مفهومی چندلایه دارد. او میان «خویشتن نژادی یا خونی» و «خویشتن فرهنگی و معنوی» تفکیک قائل میشود. از نظر او، بازگشت به خویشتن به معنای le=”text-align:justify”>بازگشت به خویشتن در اندیشه شریعتی، مسیری است برای رسیدن به «انسان متعالی» که هم به زمین (عدالت و نان) و هم به آسمان (معنا و ایمان) توجه دارد. او میان سید جمال که به دنبال قدرت سیاسی بود، اقبال که به دنبال بیداری فلسفی بود و سید قطب که به دنبال حاکمیت دینی بود، ایستاده است.
شریعتی سعی کرد با تلفیق این رویکردها، راهی بیابد که در آن مذهب به عنوان موتور محرک تغییرات اجتماعی عمل کند. او میخواست «خویشتنی» بسازد که نه در گذشته منجمد شده و نه در غرب حل شده است، بلکه انسانی است که در دنیای مدرن زندگی میکند اما ریشه در خاک فرهنگ و ایمان خود دارد. این پروژه، علیرغم تمام نقدها، همچنان به عنوان یکی از جدیترین تلاشهای فکری برای آشتی دادن هویت ملی-مذهبی با جهان معاصر شناخته میشود.
