
به گزارش خبرآنلاین، سهند ایرانمهر تحلیلگر مسائل بین الملل در شبکه ایکس نوشت:
با اتفاقات اخیر که سرانجام به اعلام موضع ترامپ درباره لغو توافق همراه شد معلوم میشود که دیگر نمیتوان بحران موجود را فقط با یک سؤال ساده فیصله داد که آیا توافق میشود یا جنگ ؟ حالا مساله پیچیدهتر شده و چند پرونده همزمان روی میز قرار گرفته است و هر کدام بر دیگری اثر میگذارد.
اکنون روی میز بحران، تنها یکی از این پروندهها، مساله توافق است. دونالد ترامپ اعلام کرده که از نگاه او آتشبس پایان یافته و گفتوگو با ایران دیگر نتیجهای ندارد. این موضع را میتوان به عنوان پایان یک مرحله دید؛ مرحلهای که در آن دو طرف تلاش کردند با ترکیبی از فشار و مذاکره، موقعیت خود را بهتر کنند. با این حال پایان یک آتشبس الزاماً به معنای آغاز یک جنگ تمامعیار نیست. نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد که در آن اعلام پایان یک توافق یا تهدید نظامی، بخشی از بازی فشار بوده است.
مثلا در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، آمریکا با اعلام محاصره دریایی کوبا و نمایش آمادگی نظامی گسترده، عملاً تلاش کرد اتحاد شوروی را پیش از ورود به یک توا که در داخل ایران و آمریکا درباره هدف نهایی این بحران و نقطه پایان آن اجماع نسبی شکل نگیرد، حتی یک توافق احتمالی نیز شکننده خواهد بود. در واقع، مسئله فقط این نیست که دو طرف بر سر چه موضوعی مذاکره میکنند؛ مسئله این است که آیا هر دو طرف تصویری مشترک از آینده پس از مذاکره دارند یا نه؟
با این توضیح، مسئله اصلی در حال حاضر فقط «مذاکره یا جنگ» نیست؛ بلکه این است که نه فقط امریکا بلکه حتی بیشتر ایران باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد این بحران را به سمت یک معامله سیاسی هدایت کنند یا به سمت آزمون قدرت و یا به نتیجه رساندن مفهوم تاریخی «انتقام»(ثار) در مکتب تشیع؟ بزرگترین خطر هم بیش از انتخاب یکی از این سه آن است که بدون جمع بندی و در یک حالت تعلیق بین اهدافی که گفتم نوسان اتفاق بیفتد که در این صورت باید منتظر خطای محاسباتی بود که معلوم نیست این بار تا چه حد در کنترل طرفین است؟
315
