
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، الهام عبادتی نوشت: در تاریخ فلسفه، برخی پرسشها هرگز کهنه نمیشوند. هر نسل آنها را با زبان و مفاهیم تازهای بازمیخواند و هر بار گمان میکند به پاسخ نهایی نزدیک شده است. یکی از مهمترین این پرسشها، پرسش از نسبت آگاهی و جهان است: آیا جهان مستقل از آگاهی ما وجود دارد یا آنچه «واقعیت» مینامیم همواره در افق تجربه آگاهانه پدیدار میشود؟ آیا ذهن محصول جهان مادی است یا جهان مادی خود شکلی از ظهور آگاهی است؟

کتاب «ایدئالیسم تحلیلی: خلاصهای روشن از تنها متافیزیک قابلدفاع در قرن بیستویکم» نوشته برناردو کاستروپ به ترجمه محمدمهدی نورالهی که از سوی نشر کرگدن منتشر شده را باید تلاشی معاصر برای بازگشت به همین پرسش بنیادین دانست؛ اثری که میکوشد در میانه فلسفه ذهن، علوم شناختی، فیزیک جدید و سنتهای کهن فلسفی، صو یا شباهتهای آنها بیش از حد برجسته شده است.
در نهایت باید گفت، «ایدئالیسم تحلیلی» را باید بیش از آنکه صرفاً کتابی درباره یک نظریه فلسفی بدانیم، روایتی از یک جستوجوی فکری دانست؛ جستوجویی که از حکمت و عرفان ایرانی آغاز میشود، از کانت و هوسرل و هایدگر عبور میکند، با مولوی همسخن میشود و در نهایت به این پرسش بازمیگردد که آیا آگاهی واقعیت بنیادین جهان است؟
اهمیت کتاب در این است که بار دیگر یکی از قدیمیترین رؤیاهای فلسفه را زنده میکند: یافتن تصویری از جهان که در آن شکاف میان ذهن و واقعیت، میان سوژه و ابژه، و میان آگاهی و جهان از نو فهمیده شود. در روزگاری که بسیاری از بحثهای فلسفی به حوزههای تخصصی و دانشگاهی محدود شدهاند، این کتاب تلاشی است برای بازگرداندن یک پرسش کهن به مرکز اندیشه: جهان چیست، وقتی آن را از منظر آگاهی بنگریم؟
۲۱۶۲۱۶
