با توافق متفاوت می شویم؛ عبور از پیله ایدئولوژی به پارادایم تمدنی / اعتبار ایران امروز با پیش از جنگ قابل مقایسه نیست / توافق با ما چه خواهدکرد؟

 گروه اندیشه: رضا دستجردی سرویس دین‌واندیشه ایبنا گفت و گویی انجام داده با دکتر فیاض زاهد در باره کتاب «تاریخ یک همسایگی: روابط ایران و عراق در گذر زمان». کتاب که در اصل، رساله دکتری روشنک ماسوری است، بر پایه گستره‌ای از منابع دست‌ اول استوار شده است و بی‌آن‌که در دام نظریه‌پردازی‌های شتاب‌زده یا داوری‌های ایدئولوژیک گرفتار آید، تاریخ را نه ابزاری برای پاسخ‌های فوری، که بستری برای فهم عمیق‌تر از تصمیم‌ها و کشمکش‌های معاصر می‌نهد. زاهد معتقد است ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تمدنی منحصربه‌فردش، همواره در طول تاریخ (از باستان و صفویه تا پهلوی و جمهوری اسلامی) تمایل به بسط قدرت و اعمال هژمونی منطقه‌ای داشته و هر حکومت دیگری نیز بر سر کار بیاید، همین الگو را تکرار خواهد کرد.او با نقد نگاه صرفاً امنیتی به دیپلماسی همسایگی و غفلت از شناخت عمیق فرهنگی و زبانی کشورهای پیرامونی، سیاست‌های ایران در قبال عراق، لبنان و سوریه را ارزیابی می‌کند. زاهد با اشاره به تحولات پس از جنگ‌های اخیر و فرآیند تعیین جانشینی و تثبیت رهبری سوم، استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی به دلیل جبر تاریخ و فرسایش ظرفیت‌های ایدئولوژیک سنتی، ناگزیر به ورود به یک پارادایم جدیدِ حکمرانی است. این الگوی نوین بر سه رکن اقتدار سیاسی، تقویت هویت ملی و زبان فارسی، و بازبینی راهبردهای امنیتی استوار خواهد بود؛ رویکردی که در آن نگرش ایرانی-تمدنی بر پوسته‌های ایدئولوژیک گذشته غلبه خواهد کرد. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

۱ تیر ۱۴۰۵ – ۱۸:۴۸
با توافق متفاوت می شویم؛ عبور از پیله ایدئولوژی به پارادایم تمدنی / اعتبار ایران امروز با پیش از جنگ قابل مقایسه نیست / توافق با ما چه خواهدکرد؟

 گروه اندیشه: رضا دستجردی سرویس دین‌واندیشه ایبنا گفت و گویی انجام داده با دکتر فیاض زاهد در باره کتاب «تاریخ یک همسایگی: روابط ایران و عراق در گذر زمان». کتاب که در اصل، رساله دکتری روشنک ماسوری است، بر پایه گستره‌ای از منابع دست‌ اول استوار شده است و بی‌آن‌که در دام نظریه‌پردازی‌های شتاب‌زده یا داوری‌های ایدئولوژیک گرفتار آید، تاریخ را نه ابزاری برای پاسخ‌های فوری، که بستری برای فهم عمیق‌تر از تصمیم‌ها و کشمکش‌های معاصر می‌نهد. زاهد معتقد است ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تمدنی منحصربه‌فردش، همواره در طول تاریخ (از باستان و صفویه تا پهلوی و جمهوری اسلامی) تمایل به بسط قدرت و اعمال هژمونی منطقه‌ای داشته و هر حکومت دیگری نیز بر سر کار بیاید، همین الگو را تکرار خواهد کرد.او با نقد نگاه صرفاً امنیتی به دیپلماسی همسایگی و غفلت از شناخت عمیق ی و فرهنگ ایرانی، سوم بازبینی استراتژی امنیتی مجدد در منطقه که محل بحث است. در خصوص رکن دوم معتقدم که ما به چیزی شبیه دوره‌ای وارد می‌شویم که حاکمش مسلمان متدین مقید به مذهب شیعه است، اما نگرش ملی و ایرانی در او تقویت می‌شود. آیا این به خاطر علاقه و خواست است؟ بله، می‌تواند باشه، اما من به شما می‌گویم که به‌دلیل تحمیل شرایط جدید است. چون آن ظرفیت دیگر قابل اتکا نیست، هویت تمدنی به تو می‌گوید که به‌عنوان یک حاکم، به‌سمت ظرفیت‌های دیگر حرکت کن؛ ارومچی و کاشغر و تورفان تا سمرقند و بخارا، تا دهلی و اسلام‌آباد و کابل تا استانبول تا خجند گسترش پیدا کرده است؛ چیزی که ما را در طول تاریخ دو سه هزار ساله، به‌نام ایران استواری بخشیده است. من فکر می‌کنم ما با نوع جدیدی از حکمرانی روبه‌رو خواهیم شد که بخش مهمی از آن ناشی از جبر تاریخ است.

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *