
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، معرفی کنندگان کتاب تاملاتی در باب ماکیاولی نوشته اند: تفسیر پیشاآکادمیک یا به بیانی خامدستانه از این مضامین، ماکیاولی را در جایگاه آموزگار شرّ مینشاند؛ اما این تفسیر در پرتوی تفسیر آکادمیک و استادانهی عصر ما، از مٌد افتاده تلقی میشود.
در تفسیر آکادمیکِ امروزین، ماکیاولی نه تنها آموزگار شرّ نیست، بلکه اتفاقاً یک میهنپرست و یا دانشمندی است که نگاهش به سیاست، نگاهی علمی و غیرایدئالیستی است. تفسیر اشتراوس از مضامین ماکیاولیایی، یا ایضاح آموزهی ماکیاولی، کوشش برای فراروی از هر دوی این سنخ تفاسیر است.
اشتراوس نشان میدهد که ماکیاولی، در عین آنکه میتواند یک وطنپرست یا دانشمند باشد، میتواند یک آموزگار شرّ نیز باشد. هر چقدر در تفسیر اشتراوس جلوتر میرویم، به تدریج به این تلقی میرسیم که از نظر او ماکیاولی، دقیقاً از آن حیث یک وطنپرست در معنای مدرنیستی کلمه و یک دانشمند است که عامدانه انتخاب کرده است که آموزگار شرّ باشد.
وطنپرستی، آنگونه که ماکیاولی آن را میفهمد، یک خودخواهی جمعی است. آن بیتفاوتی در قبال تمایز میان درست و غلط که از تعلق شخص به کشورش برمیخیزد، ازدر آن شخص توصیههای ماکیاولیایی فوق را نه در ذیل ضدیت با اخلاق و دین، بلکه به عنوان مبنای میهنپرستی یا نگاه علمی توجیه یا تصدیق کند، اتفاقی است که از پیروزی طرح ماکیاولی به طور کلی حکایت دارد.
طرح ماکیاولی از نظر اشتراوس، جایگزینشدنِ آموزهی کتاب مقدسی با آموزهی مندرج در دو کتاب شهریار و گفتارهاست. ماکیاولی قصد داشت تا یک به پیامبر یک وحی جدید بدل شود. برای فهم تقابل میان آموزه ماکیاولی و آموزه کتاب مقدس، کافی است که شخص همزمان به یاد بیاورد که ماکیاولی در رابطه با خصیصهی قابلعفو برادرکشیای که بنیانگذار روم مرتکب شد و از سوی دیگر کتاب مقدس در رابطه با برادرکشیای که بنیانگذار شهر مرتکب شد، چه میگویند.
ماکیاولی از رهگذر فتح تدریجیِ آموزهاش، نه تنها از جایگاه آموزگار شرّ فاصله گرفت، بلکه نهایتاً در قامت یک وطنپرست و دانشمند ظاهر شد. وطنپرستی و علم مدرن، در این معنا، وحی ماکیاولیایی را پیشفرض میگیرند.
۲۱۶۲۱۶
