
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در نظریات کلاسیک و مدرن توسعه، «تولید» نه صرفاً یک فعالیت اقتصادی، بلکه یک زیربنای اخلاقی و تمدنی است.
بنابر روایت مهر، جامعهای که ثروت خود را از طریق خلق ارزش افزوده، نوآوری و مهارتآموزی به دست میآورد، ناگزیر به سمت قانونمداری، پیشبینیپذیری و ثبات حرکت میکند. اما در فضای اقتصادی ما، پدیدهای تحت عنوان «جذابیت وصفناپذیر سوداگری» شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن خرید و فروش داراییهای موجود (ارز، طلا، زمین و خودرو) بسیار سودآورتر و امنتر از راهاندازی یک واحد تولیدی یا خدماتی خلاقانه است.
وقتی «خرید و فروش» جای «ساختن» را میگیرد
نخستین لایه آسیب، در جابجایی پاداشها در اقتصاد نهفته است. در یک اقتصاد سالم، بالاترین پاداش متعلق به کسی است که «ریسک نوآوری» را میپذیرد. اما در ساختار ناسالم، به دلیل تورم مزمن و سیاستهای پولی ناپایدار، «زمان» به دشمن تولیدکننده و دوست سوداگر ا کار باید ساخت
توسعه، میوه درختی است که ریشههایش در خاک «تولید» و «اخلاق کار» نهفته است. هیچ ملتی با خرید و فروش زمینهای خود یا نوسانگیری ارز به قدرت پایدار نرسیده است. ما نیازمند یک رنسانس فرهنگی هستیم تا دوباره «سازنده» را بر «دلال» مقدم بشماریم.
ایران آینده، نه در بازارهای غیررسمی، بلکه در کارگاههای کوچک، مزارع مدرن و شرکتهای فناور ساخته خواهد شد. ما باید یاد بگیریم که ثروت واقعی، آن چیزی است که با دانش و دست انسان ایرانی خلق میشود. پایان دادن به عصر سوداگری، آغاز عصر شکوفایی تمدنی است. زمان آن رسیده است که دوباره به «تقدس کار» بازگردیم و فضیلت ساختن را به صدر ارزشهای ملی خود بازگردانیم. آینده متعلق به تمدنی است که بیش از آنکه مصرف کند، خلق میکند.
