به گزارش خبرآنلاین سارا کنعانی نویسنده ۳۸ ساله و دانشآموخته ارتباطات از دانشگاه علامه که از چند ماه قبل از این طرح مطلع شده و برایش فرم پر کرده بود، در گفتگو با روزنامه خراسان از مهمترین تصمیم و تجربه متفاوت خود در روزهای جنگ گفت.
بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:
*«اواخر پاییز ۱۴۰۴ بود که در اینستاگرام با صفحه یک بلاگر جوان روبهرو شدم. دختری حدوداً ۲۰ ساله که به همراه همسر ۳۰ سالهاش سرپرستی موقت یک نوزاد را بر عهده گرفته بودند. در استوریهایش توضیح میداد که موضوع ناباروری نیست و اگر بخواهند میتوانند صاحب فرزند شوند، اما تصمیم گرفتهاند در «طرح میزبان» شرکت کنند و این نوزاد بهصورت موقت نزد آنها زندگی میکند. همین توضیح باعث شد کنجکاو شوم که منظور از سرپرستی موقت چیست؟ لینکی در استوری قرار داده شده بوشت، وقتی چند روزی از رفتن آهو گذشته بود
دخترکم، آهو
از تو ممنونم که اجازه دادی با تو چلهنشینی کنم
از تو ممنونم که اجازه دادی چهل روز مادرت باشم.
تو را بغل بگیرم، بو بکشم، کنارت باشم و با هر بار گریه کردنت بگویم جانم.
از تو ممنونم که اجازه دادی صدای نفسهایت را بشمارم و نیرو بگیرم
حالا پیش پدر و مادرت هستی؛ پدر و مادر جدیدی که از پس سالها چشمانتظاری برای فرزند تو را عاشقانه در آغوش گرفتهاند.
مهم نیست روزی مرا بشناسی یا نه، یادت بیاید که حد فاصل سه هفتگی تا دو ماهگیات چگونه گذشت یا نه.
مهم این است که تو بیشتر از آن هفتههای نخست، بی مادر بزرگ نشدی