
مناقشات ارضی در سطح بینالملل، علاوه بر پیامدهای دیپلماتیک و امنیتی، تأثیرات گستردهای بر هویت و فرهنگ ملتها دارد. جزایر سهگانه ایرانی خلیج فارس نمونهای از این دست است که در دهههای اخیر، همواره مورد منازعه قرار گرفته است. اگرچه ایران، بر پایه اسناد تاریخی و حقوقی، حاکمیت خود را بر این جزایر تثبیت کرده، اما ادعاهای برخی دولتها همچنان ادامه دارد. این منازعه، علاوه بر تهدید تمامیت ارضی ایران، میتواند به بحران هویت در میان کودکان ایرانی منجر شود. بررسی اسناد تاریخی، از دوران ساسانیان تا دوران معاصر، نشان میدهد که جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی همواره جزئی از قلمرو ایران بودهاند. از منظر حقوق بینالملل، اصل «تمامیت ارضی» که در منشور سازمان ملل متحد (ماده ۲) مورد تأکید قرار گرفته، حمایت از حاکمیت ایران را ایجاب میکند. دیوان بینالمللی دادگستری در پروندههایی نظیر «نیکاراگوئه علیه کلمبیا» (۲۰۱۲) و «بحرین علیه قطر» (۲۰۰۱) بر اهمیت اسناد تاریخی در تعیین مرزها تأکید کرده است. بررسی این رویهها نشان میدهد که ادعای امارات متحده عربی فاقد مبنای حقوقی معتبر است. مطابق مادهی ۸ کنوانسیون حقورین مبنای حقوق کودک و ابدیتبخشیدن به حقِ دارا بودن از حق برای کودکان از مهمترین اهدافِ خاص نظام حقوق بینالملل کودکان در عصر جهانی شدن است.در نتیجه توجه به تکالیف دولتها در حمایت و صیانت از حقوق کودک در سطح بینالمللی و داخلی ضروری است. استاد محمدعلی اسلامی نُدوشن، در کتاب ایران و تنهائیش مینویسد: کم تر قومی در جهان –که هنوز سر پا باشد- به اندازۀ ایرانی رنج کشیده و در معرض ماجرا بوده، و این گویا بهرۀ ملت هایی است که در نقطۀ خاصی از کرۀ خاک جای داشته اند، و اوضاع و احوال خاصی سرشت و سَیر آنها را تنظیم کرده است، و از قدیم گفته اند «هرکه را سر بزرگ، دَرد بزرگ» و یادمان باشد که فرصتها را نمیشود به تعویق انداخت، اگر چنین شود، فرصتها فاسد میشوند و فرصت فاسد میتواند بدل به تهدید شود.
حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
