جاشوا راتمن
دبیر بخش اندیشۀ نیویورکر
فصلنامه ترجمان
من عاشق عکاسیام و طی سالها از دوربینهای زیادی استفاده کردهام. مدتی پیش، دوربین محبوبم از کیفم افتاد و آسیب دید. صفحهنمایش و دکمههایش از کار افتادند، اما بخشهای اصلی مثل شاتر و دیافراگم سالم ماندند. حالا مثل یک دوربین قدیمی کار میکرد و تجربهٔ عکاسی با آن سادهتر، لذتبخشتر و بیدردسرتر شده بود. برخلاف انتظار، از این حالت جدید خوشم آمد و تصمیم گرفتم دوربین را تعمیر نکنم.
شکستن بخشی از زندگی است، اما هر شکستگی تجربهای متفاوت دارد. دوربینم را با وجود نقصش دوست دارم، حتی با نوعی غرور از آن استفاده میکنم. اما از دستۀ درِ پاسیو که هربار درمیآید بیزارم؛ ماههاست نتوانستهام درستش کنم و احتمال میدهم مشکل از پیچ خاصی باشد که پیداکردنش سخت است.
ترمیم کاسه شکسته نمونه ای از هنر کینتسوگی ژاپن
