از «چیزهای شکسته» چه می‌توان آموخت؟

شاید وقت‌هایی که چیزی می‌شکند، تازه می‌شود آن را شناخت و ترمیم کرد. شاید اگر بتوانیم با اشیای شکسته چنین برخوردی داشته باشیم، بتوانیم با نقشه‌های نافرجام، خاطرات ناقص یا تصوراتی که از خودمان داریم هم چنین کنیم. گاهی چیزهای شکسته از نسخۀ سالمشان بهترند. گاهی از دل حادثه‌ای بد خیری پنهان بیرون می‌آید.

تاریخ انتشار: ۲۰:۳۱ – ۰۵-۱۰-۱۴۰۴

جاشوا راتمن
دبیر بخش اندیشۀ نیویورکر

فصلنامه ترجمان

من عاشق عکاسی‌ام و طی سال‌ها از دوربین‌های زیادی استفاده کرده‌ام. مدتی پیش، دوربین محبوبم از کیفم افتاد و آسیب دید. صفحه‌نمایش و دکمه‌هایش از کار افتادند، اما بخش‌های اصلی مثل شاتر و دیافراگم سالم ماندند. حالا مثل یک دوربین قدیمی کار می‌کرد و تجربهٔ عکاسی با آن ساده‌تر، لذت‌بخش‌تر و بی‌دردسرتر شده بود. برخلاف انتظار، از این حالت جدید خوشم آمد و تصمیم گرفتم دوربین را تعمیر نکنم.

شکستن بخشی از زندگی است، اما هر شکستگی تجربه‌ای متفاوت دارد. دوربینم را با وجود نقصش دوست دارم، حتی با نوعی غرور از آن استفاده می‌کنم. اما از دستۀ درِ پاسیو که هربار درمی‌آید بیزارم؛ ماه‌هاست نتوانسته‌ام درستش کنم و احتمال می‌دهم مشکل از پیچ خاصی باشد که پیداکردنش سخت است.

ترمیم کاسه شکسته نمونه ای از هنر  کینتسوگی ژاپنترمیم کاسه شکسته نمونه ای از هنر  کینتسوگی

منبع  : عصر ایران

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *