29 آذر 1399 – 21:51
اگرچه ضعف ایمان و اعتقادات، مرا در دوران جوانی به سوی افکاری پوچ سوق داد که هستی و آینده ام به تباهی کشید اما اکنون که به خاطر عذاب وجدان و به امید یک زندگی به دور از گناه و آلودگی قصد دارم خودم را از این منجلاب بیرون بکشم، مورد تهدید و مزاحمت های فردی قرار گرفته ام که …

به گزارش خراسان، دختر 40 ساله که از شدت شرم چشمانش را به موزاییک های کف اتاق دوخته بود، در حالی که بیان می کرد هیچ کدام از اعضای خانواده ام از رابطه غیراخلاقی من خبر ندارند، درباره سرگذشت تلخ خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری احمدآباد مشهد گفت: 20 سال قبل و در حالی که جوانی خنده رو و پر از هیجان بودم، در آزمون رشته مهندسی صنایع غذایی شرکت کردم و در یکی از دانشگاه های مشهد پذیرفته شدم.
این بود که بار و بندیلم را بستم و از شهرستان به مشهد آمدم تا به تحصیلاتم ادامه بدهم. خلاصه در حالی که از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم، در خوابگاه ساکن شدم و کردن آشیانه یک زن دیگر نیز هستم. این بود که دستانم را رو به آسمان بلند کردم و از گذشته ام پشیمان شدم. خیلی زود ارتباطم را با سینا قطع کردم و به او گفتم که دیگر نمی خواهم در این منجلاب گناه دست و پا بزنم اما او به خاطر هوسرانی هایش نه تنها برایم مزاحمت های زیادی ایجاد می کند بلکه با تهدیدهایش قصد دارد آبرویم را نزد همکاران و خانواده ام ببرد، در حالی که هیچ کس از این ارتباط مخفیانه خبر ندارد و …
شایان ذکر است، بررسی کارشناسی پرونده شکایت این دختر جوان با صدور دستور ویژه از سوی سرگرد علی عسکری (رئیس کلانتری احمدآباد) توسط مشاوران زبده در دایره مددکاری اجتماعی آغاز و سپس برای رسیدگی قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارسال شد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
انتهای پیام
