آیا امید مرده یا هنوز زنده است و نفس میکشد؟ نکند علت غیبتش، انتخاب مسیری متفاوت از مسیر منتهی به ما باشد و راهش را برای همیشه از این خطه جدا کند؟
به گزارش «تابناک»؛ افسوس که حیوانات سوژههای خوبی برای ساختن فیلم سینمایی و پرداختن به قصه زندگی شان نیستند، وگرنه داستان «امید» شاید یکی از بهترین دستمایهها برای پرداخت سینمایی باشد؛ داستان یک درنای سیبریایی که سال هاست در کانون توجه ایرانیان قرار دارد و آوازه اش به دورترین نقاط کشور نیز رسیده است.
درنای نری که سالهاست در نیمه دوم سال به تنهایی به ایران سفر میکند، مدتی را در آبگیرهای مازندران اقامت دارد و بعد از همان راهی که آمده بود به سیبری بازمیگردد تا نیمه اول سال را در خاستگاه و زادگاهش، سیبری، در کنار انبوهی از هم نوعانش بگذراند و یکی از هزاران درنای آن جمع باشد؛ پرندهای که البته در ایران خیلی متفاوت و خاص است و «امید» نام دارد.

البته کسی نمیداند که چه شد این درنا «امید» نام گرفت، اما همه کم و بیش میدانیم که درناهای سیبری برای فرار از سرمای مرگبار زادگاهشان در زمستان، به مانند دیگر پرندگان ir/files/fa/news/1402/9/19/1742292_284.jpg” alt=”امیدی که به هیچ بند است!” width=”600″ height=”366″>
سوالاتی که هیچ کس پاسخی برایشان ندارد و این شاید عجیبترین پایانی باشد که قصه امید میتواند داشته باشد. امیدی که به هیچ بند بود، اما احساس نمیشد و حالا پوچ بودنش بهتر خودنمایی میکند. آنقدر پوچ و خالی که گویی تا دو سه دهه پیش، مهاجرت گروه پرشماری از این گونه به ایران را شاهد نبودیم. جلوه بی نظیری از هنر پروردگار که از دستش دادیم و اصلا خیالمان نبود و نیست، شاید، چون امید به تک درنای باقیمانده بسته بودیم.
امیدی که تقریبا از دایره لغت فراتر نرفت و مثلا به برگزاری یک نشست با محققان روسی برای بررسی راهکارهای احیای این مسیر مهاجرتی درناهای سیبری هم نینجامید و حتی از آن ساده تر، به ساخت یک مستند برای معرفی این درنا به مردم از دریچه رسانه ملی هم منجر نشد. پرندهای که حتی اگر امروز هم خبر فرودش در ایران مخابره شود و تیتر «امید به ایران برگشت» در همه رسانههای داخلی و خارجی منتشر شود، ثابت کرده ایم که تنها سرابی از امید است، نه بیشتر!
