
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، امیر جانباز خلبان شفیع حسینپور در مقطع آغاز جنگ تحمیلی با عراق، خلبان پایگاه دوم شکاری تبریز بوده و با شکاری بمبافکن F5 پرواز میکرده است. او چندروز پس از شروع جنگ برای کمک به پایگاه دزفول، منتقل شد تا از سقوط اینپایگاه شکاری جلوگیری کند.
او ازجمله خلبانانی است که تمرد کرده و پایگاه دزفول را تخلیه نکردند و همراه با چندتن دیگر از همرزمانش به پروازهای جنگی برای کوبیدن نیروی زرهی دشمن مشغول شد تا در نهایت، پایگاه دزفول از خطر سقوط نجات پیدا کرد. اینخلبان ماموریتهای مختلفی در بمباران و راکتباران مواضع نیروگاهی و پایگاهی دشمن داشته که روایتشان را از او جویا شدیم.
در قسمتهای اول و دوم گفتگو با امیرْ حسینپور درباره شروع جنگ، ماموریتهای روز اول در خاک عراق و همچنین جلوگیری از سقوط پایگاه چهارم شکاری دزفول صحبت کردیم. سومینقسمت از اینگفتگو بهطور مشخص به حضور اینخلبان در ماموریت بمباران کرکوک بهعنوان بخشی از عملیات بزرگ حمله به اچسه (پایگاههای سهگانه الولید) اختصاص دارد.
قسمتهای اول و دوم گفتگو با اینخلبان جنگ در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند؛
* «روایت کوبیدن پالایشگاه کرکوک با راخوب بود! خدا کند نتواند بیایند اینطرف کرخه!» گفت «ولی یکچیز کم داشت!» گفتم چه؟ گفت «البته تو که نمیفهمی! ولش کن!» گفتم «نه بگو شاید بفهمم!» گفت «اینکه شهید نشدیم!» گفتم «مصطفی؟ مرد حسابی! تو اگر شهید میشدی، فردا باید تنها میرفتم ماموریت! من اگر شهید میشدم، دوتای دیگر باید میرفتند. اگر آنها هم شهید میشدند، کی از ایران دفاع میکرد؟ این چه نگاهی است تو داری؟ تو باید زمانی شهید شوی که موقعش باشد! الان موقعش نیست! تو باید برای دفاع از ایران و وطنت زنده بمانی! به هر ترفند و علمی شده باید بمانی و تجربیاتت را به نسلهای آینده انتقال بدهی!»
صادق وفایی
ادامه دارد …
