
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده، به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
****
«پدیدارشناسی روح هگل» بهقلم مارتین هایدگر، با ترجمه رحیم صبحزاهدی، از تازههای انتشارات نقد فرهنگ است که در سال ۱۴۰۴ به انتشار رسید. کتاب، مجموعهای از درسگفتارهای هگل درباره اثر بنیادینش «پدیدارشناسی روح» است. این درسگفتارها که در دهه ۱۹۳۰ در دانشگاه فرایبورگ ارائه شد، از معدود مواجهههای مستقیم هایدگر با نظام اندیشه هگل بهشمار میآیند. در این کتاب، هایدگر از طرفی به شرح متن هگل میپردازد و از طرف دیگر و از خلال آ ۱۸۱۲، دگردیسی در جریان بود. نشانه دگرگونی اولیه در ایده نظام میتواند در این حقیقت دیده شود که «منطق» نهتنها عنوان اصلیاش را از دست داد، بلکه بهتنهایی و بهصورت جداگانه ظاهر شد – نه به این خاطر که خیلی مفصل بود؛ بلکه به این دلیل که «پدیدارشناسی» کارکرد و موقعیت متفاوتی در چیدمان نوسانکننده و متغیر این نظام داشت. برای اینکه «پدیدارشناسی» دیگر نخستین بخش نظام نبود، «منطق» نیز دیگر بخش دومش نبود. منطق جدا شده بود تا آزاد باشد که جایگاهی دیگر در چیدمانی دیگر از این نظام که اکنون در حال آشکارشدن بود کسب کند».
ما درباره دوره زمانی مابین ظهور «پدیدارشناسی» در سال ۱۸۰۷ تا انتشار نخستین جلد «منطق» در سال ۱۸۱۲ (و دومین جلدش در سال ۱۸۱۶) بینشی بهدست خواهیم آورد، اگر «تعلیمات مقدماتی» هگل را تنها بهشیوهای کلی در ذهن داشته باشیم.
«پدیدارشناسی روح هگل» در ۲۳۶ صفحه بههمت انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶
