جنگ در نگاه کانت، صلح پایدار و ظهور نظم چند قطبی جهانی / هگل و نظریه تعادل یابی جهانی با جنگ / فارابی و جنگ به عنوان ابزار دفاع از حقیقت

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، سعید کریم داداشی، پژوهشگر نوشت: ایمانوئل کانت در رساله «صلح پایدار» مفهوم صلح جهانی را نه به‌مثابه آتش‌بسی موقت، بلکه به‌عنوان نظمی پایدار، عقلانی و مبتنی بر قانون طرح می‌کند. از دیدگاه او، تحقق صلح زمانی امکان‌پذیر است که دولت‌ها دارای ساختار جمهوری باشند؛ بدین معنا که حکومت بر پایه قانون استوار باشد و شهروندان در فرآیند تصمیم‌گیری سیاسی مشارکت داشته باشند.

۹ فروردین ۱۴۰۵ – ۱۴:۵۲
جنگ در نگاه کانت، صلح پایدار و ظهور نظم چند قطبی جهانی / هگل و نظریه تعادل یابی جهانی با جنگ / فارابی و جنگ به عنوان ابزار دفاع از حقیقت

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، سعید کریم داداشی، پژوهشگر نوشت: ایمانوئل کانت در رساله «صلح پایدار» مفهوم صلح جهانی را نه به‌مثابه آتش‌بسی موقت، بلکه به‌عنوان نظمی پایدار، عقلانی و مبتنی بر قانون طرح می‌کند. از دیدگاه او، تحقق صلح زمانی امکان‌پذیر است که دولت‌ها دارای ساختار جمهوری باشند؛ بدین معنا که حکومت بر پایه قانون استوار باشد و شهروندان در فرآیند تصمیم‌گیری سیاسی مشارکت داشته باشند.

از آنجا که هزینه‌ها و پیامدهای جنگ مستقیماً بر دوش مردم قرار می‌گیرد، حکومت‌های جمهوری به‌طور منطقی کمتر گرایش به ورود در جنگ دارند و در نتیجه، تصمیمات جنگ‌طلبانه در چنین نظام‌هایی بیشتر مهار می‌شود. افزون بر این، کانت بر اهمیت وجود قوانین و نهادهای بین‌المللی تأکید می‌کند.

وی پیشنهاد می‌دهد که کشورها در چارچوب اتحادیه‌ای صلح‌آمیز از دولت‌ها گرد هم آیند تا اختلافات خود را از طریق سازوکارهای حقوقی و نه از راه جنگ حیت از جامعه فاضله باشد. جنگی که از سر طمع، قدرت‌طلبی یا جهل شکل گیرد، در اندیشه او جنگی «جاهلانه» تلقی می‌شود و رهبران فاضل از آن پرهیز می‌کنند.

برآیند این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که گرچه جنگ در ظاهر مفهومی هراس‌آور و ویرانگر است، اما در برخی شرایط تاریخی ممکن است به عاملی برای آشکار شدن ساختارهای سلطه و بازتعریف نظم جهانی عادلانه تبدیل شود. چنین وضعیتی می‌تواند به شکل‌گیری نظمی جدید در روابط بین‌الملل بینجامد و زمینه را برای طرح الگوهای بدیل در جهت دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی و حقوقی بومی از ساختارهای سلطه فراهم آورد.

در این چارچوب، مسئله جنگ و صلح نه صرفاً به‌عنوان تقابلی مطلق، بلکه به‌عنوان بخشی از پویایی‌های تاریخی و سیاسی نظام جهانی مبتنی بر اندیشه های مستقل قابل تحلیل است و می تواند راهی باشد برای ظهور قدرت های منطقه ای و چند قطبی.

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *