
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از صفحه کتاب روزنامه ایران، پاولین کلینگلد، فیلسوف هلندی در کتاب «جستارهایی در ایدههای جهان وطنی کانت» نشان میدهد بر اساس اصول کانتی، این دوگانگی یک دوراهی کاذب است. در اندیشه کانت، نه تنها این دو مفهوم با یکدیگر سازگارند، بلکه نوع خاصی از وطندوستی نه فقط مجاز، بلکه یک وظیفه اخلاقی است.
سه نوع بنیادین وطندوستی
برای فهم دقیق موضع کانت، کتاب سه نوع وطندوستی را از هم تفکیک میکند که هر یک مبنای متفاوتی دارند:
وطندوستی مدنی: ریشه در سنت جمهوریخواهی دارد، عشق به آزادی سیاسی مشترک و نهادهای عادلانهای است که از آن محافظت میکنند (که کانت آن را جمهوری مینامد). این وفاداری به یک ایده سیاسی (خیر عمومی) است، جهانی» (۱۷۸۴) به صراحت بیان میکرد که اروپا احتمالاً روزی برای سایر نقاط جهان قانونگذاری خواهد کرد.
این دیدگاه با نظریه «سلسله مراتب نژادی» او گره خورده بود که در آن نژادهای غیرسفیدپوست را ذاتاً ناتوان از خودگردانی و مناسب برای بردگی میدانست. به همین شکل او از یک فدراسیون جهانی قدرتمند شبیه به یک دولت جهانی با قدرت اجرایی قهری برای تضمین صلح حمایت میکرد.
اما کانت در آثار متأخرش از جمله «صلح پایدار» (۱۷۹۵) به منتقد سرسخت استعمار تبدیل شد و رفتار اروپاییها را «بیعدالتی وحشتناک» نامید که نقض فاحش حقوق جهانوطنی است. او به طور کامل نظریه سلسله مراتب نژادی خود را کنار گذاشت و در عوض بر حقوق برابر همه انسانها به عنوان «شهروندان جهان» تأکید کرد.
همچنین وضع خود را به نفع یک اتحادیه داوطلبانه و فاقد قدرت قهری از دولتها تغییر داد و یک دولت جهانی قهری را خطر «استبداد بیروح» دانست. ایدهای که بعدها به شکل سازمان ملل متحد محقق شد.
۲۱۶۲۱۶
