
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از بازیگران و هنرپیشههای سینمای پیش از انقلاب مهاجرت کرده و از ایران رفتند. تعدادی هم مهاجرت نکردند و در ایران ماندند. از اینتعداد، برخی به فعالیت در سینما و تلویزیون ادامه دادند و برخی دیگر نتوانستند به فعالیت در حوزه پیشین خود بپردازند و وارد کارهای دیگر شدند.
محمدعلی فردین یکی از بازیگران مهم سینمای پیش از انقلاب است که پرچمدار نوعی از سینما با نام سینمای فردینی است و پس از انقلاب با وجود ماندن در ایران و عدم مهاجرت، در فیلم سینمایی یا مصاحبهای شرکت نکرد. به هیاهو و جنجال هم نپرداخت و تا زمان درگذشتش، پایگاه مردمی طرفداران و مخاطبان سینمای خود را حفظ کرد.
اینبازیگر که بهعنوان کارگردان و تهیهکننده هم در سینما فعالیت میکرد، پیشینهای ورزشی دارد و در رشته کشتی با ورزشکارانی چون غلامرضا تختی، عباس زندی و … دوست و همکار بوده است. خاطرات و تاریخ شفاهی او از اینجهت، بخشی از تاریخ سینمای ایران را در بر میگیرد که نکات و ناگفتههایی را در خود جا داده است. در سلسلهمطالبی که پس از این منتشر میکنیم، به گفتهها و ناگفتههای خاطرات او در کتاب «سینمای فردین به روایت محمدعلی فردین» میپردازیم که دربرگیرنده گفتگوهای فردین با عباس بهارضربالمثل قدیمی خودمان دوست داشتم آدمها به جایی آویزان نباشند. بهروز یکمدت آویزان میشد به خانم پوری بنایی، یکمدت به گوگوش و اینها را از بین میبرد، یکمدتی هم آویزان شد به اشرف. اینها را نردبان ترقی خودش کرده بود و اهل خانه و زندگی نبود. یکبار حمید قنبری شاهد بود که در خانه هنرمندان چهطور با او حرف زدم.
من هجده سالم بود که ازدواج کردم و هنوز هم با همسرم زندگی میکنم. برای همین به رغم اینکه از بازی او خوشم میآمد نمیتوانستم با او کار مشترک داشته باشم. علی عباسی خیلی اصرار داشت که قصهای بنویسند و ما در کنار هم بازی کنیم و من میگفتم که محال است. تو وجود و اخلاقم نبود. شاید من هم اگر پشتوانه کار ورزشی نداشتم همینطور میشدم. من وقتی به سینما آمدم مثل خیلیها گمنام نبودم. در عرصه ورزش به موفقیت جهانی هم دست یافته بودم.» (صفحه ۲۸۹ به ۲۹۱)
