
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، لفظ کلیشهای «سراب» برای اشاره به «خارج»ای که برخی هنرمندان با امید به رسیدن به آن مهاجرت میکنند، اینروزها کاربرد دوباره و مضاعفی پیدا کرده است. پس از حوادث و اغتشاشات برنامهریزیشده سال ۱۴۰۱ برخی از چهرههای عالم سینما و بازیگری تحت تاثیر فضایی قرار گرفتند که رسانههای بیگانه اما فارسیزبان برای آنها ساختند و در دام افتادند. ساده کلام آن است که جَو گیر شدند.
یکی از بازیگرانی که روزی در سینما و شبکه نمایش خانگی سریال بازی میکرد و کنار صندلی کارگردان، صندلی ویژه خود را داشت و جدا از کار هنر، بیزنس اقتصادی کلانش را هم اداره میکرد، زندگی و سرمایه را فروخت و به غربت رفت تا بعد از چندمصاحبه با اینترنشنال و شبکههای معاند دیگر، با واقعیت آنبهشتِ سرابگون مواجه شود و ببیند که نه! مثل اینکه این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست!
بازیگر دیگری هم داشتیم که بهخاطر ایفای نقش یکقهرمان شیعه و محبوب ایرانیان، جایگاه اجتماعی مناسبی داشت. البته یکعقبه سینمایی قابل دفاع و خوب هم داشت اما او هم زندگی را بقچه کرد و بهسمت آنسراب رفت تا راننده آمبولانس شود و ببیند که نه! مثل اینکه آنجا از آنخبرها هم که میگفتند نیست و کسی برایش فرش قرمز پهن نمیکند. تازه شروع میشود. آنجا اگر بغض کنند و از دلتنگی برای ایران بگویند، لایک میگیرند و تحسین میشنوند؛ همین و چیزی جز این عایدشان نمیشود. اما اگر صحبت برگشت به ایران را بکنند و بگویند پشیمان هستند، شغالهای فضای مجازی و همان ایرانیان تهی از ایرانیت، حملهور شده و روح و روان آنها را نابود میکنند.
همانطور که گفتیم فریبخوردن تاوان دارد. ایندوستان اگر دوست دارند به ایران برگردند، باید اینقدم آخر را محکم بردارند و عواقبش را هم بپذیرند. عواقبش از جانب دشمنان ایران و ایرانیان فریبخورده، بارش فحش و ناسزاست. از جانب ایران و سرزمین مادری هم پذیرش مسئولیت کارهایی است که علیه کشور کردند و البته به جایی هم نرسیدند. به نظر میرسد انتخاب اینراه، بهتر باشد؛ راهی که انتهایش به وطن و خانه میرسد! نه آنسرابی که بهخاطرش اینهمه مصیبت کشیدند.
