
اقتصاد۲۴ – محسن یک استراتژیست نظامی است. او قهرمان جنگ هم میماند، اگر پس از پایان جنگ به حوزه سیاست تغییر پارادایم نمیداد. اما محسن رضایی از عرصهای که ۸ سال تمام در آن آبدیده و متبحر شده بود، عرصهای که با خون، رشادت، حماسه، فرمان دادن و فرمان بردن عجین است، وارد حوزهای شد که زد و خورد و شکست و پیروزی در آن از جنس دیگری است.
آیا کارنامه ناموفق تغییر پارادایم محسن رضایی از عرصه نظامی به حوزه سیاست، میتواند شاهدی از فرجام ناکام چنین تغییر ریلی در سیاست ایران باشد؟ آیا محسن رضایی، آینده محقق شده نظامیانی است که میخواهند بخت خود را در حوزه سیاست هم بیازمایند؟ به سادگی نمیتوان به این پرسشها پاسخ سرراست داد. اما تا اینجا میتوانیم بگوییم محسن رضایی، در مقام یک نظامی که وارد عرصه سیاست شده است، نه تنها تا امروز در رسیدن به پاستور ناکام مانده است، بلکه اساسا نتوانسته است چهره یک سیاستمدار واقعگرا را نیز از خود نشان بدهد، سیاستمداری که میداند طبع حوزه سیاست، سیال، پر از فراز و فرود، سرشار از نفرتها و عشق ورزیدنها، دوستیها و دشمنیها و در نهایت، توام با شکستهای بسیار و کامیابیهای اندک است.
اما این وجه آخر سیاست ورزی، یعنی شکست بیشتر و کامیابی اندک، چیزی است که محسن رضایی بیش از هر سیاستمدار دیگری در ایران تجربه کرده است. او یک دوره نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی و سه دوره نامزد انتخابات ریاست جمهوری بوده است که در هر سه مورد نتوانست اقبال رای دهندگان را جلب کند. برخی گزارشها حاکی است او تمایل دارد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هم بار دیگر بخت خود را بیازماید. تفاوت حضور محسن رضایی در این دوره در این است که این بار، طیفهایی از اصولگرایان خواستار حضور یک نامزد نظامی و حضور یک ژنرال در پاستور هستند. آیا فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۸ سال دفاع مقدس، همان نظامیای است که این طیف از سیاست ورزان آرزو دارند؟
