از رسانه ها/ منتظر صلح جامع نمانیم، صلح را تولید کنیم

شفقنا- دکتر عباس ملکی استاد سیاستگذاری انرژی، دانشگاه صنعتی‌شریف و علی فریادرس کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در یادداشتی مشترک در روزنامه دنیای اقتصاد نوشتند: در گوشه‌ای از مجموعه مقالات و گفتار مرحوم محمدعلی اسلامی ندوشن به نام «برگریزان» آمده‌است: «اینکه ایرانی توانسته است تا امروز بر سر پا بماند و تاریخ مستمر خود را لنگان لنگان به جلو بکشاند، خود داستانی دارد که باید رمزهایش را جای دیگر به دقت شکافت. واقع امر آن است که همه‌ حوادث کم و بیش سختی که بر او گذشته، تاریخ او را منقطع نکرده تا نزدیک به اضمحلال رسیده، ولی بریده نشده است. در مجموع می‌توان گفت که ملت ایران شبیه به آن بوته‌های صحرایی چون قیچ و گز بوده است که زندگی در شداید را می‌آموزند و ریشه‌ خود را محکم می‌کنند و با کم‌آبی و سموم و داغی و سردی خو می‌گیرند و چون بادهای تند بوزد یا شن‌های انبوه روی آورد، سر خود را خم می‌کنند و از نو پس از رفع خطر، برمی‌افرازند و عادت کرده‌اند که ذخیره‌ای حیاتی در خود داشته باشند که در خشکسالی و عُسرت آن را به‌کار گیرند.»یک سال گذشته ایران مثل تمام تاریخ او، آن‌چنان‌که مرحوم اسلامی ندوشن از آن سخن رانده آن‌قدر پر حادثه بوده که هضم آن هنوز برای بسیاری دشوار است. مسائل گوناگون سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی به شدت در هم تنیده شده‌اند و آینده‌ای مبهم را در پیش روی ما قرار داده است. با این حال، ایران هنوز زنده است.با علم به تمام پیچیدگی‌های وضعیت موجود، در این نوشتار سخن از تغییر نگاهی در سطح استراتژیک می‌کنیم که شاید در برخی زمینه‌ها منجر به دستاوردهایی شود؛ اما چگونگی پیاده‌سازی آن حتما نیازمند مشارکت متخصصان، پژوهشگران و اندیشمندان از حوزه‌های تخصصی گوناگون است.

شفقنا- دکتر عباس ملکی استاد سیاستگذاری انرژی، دانشگاه صنعتی‌شریف و علی فریادرس کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در یادداشتی مشترک در روزنامه دنیای اقتصاد نوشتند: در گوشه‌ای از مجموعه مقالات و گفتار مرحوم محمدعلی اسلامی ندوشن به نام «برگریزان» آمده‌است: «اینکه ایرانی توانسته است تا امروز بر سر پا بماند و تاریخ مستمر خود را لنگان لنگان به جلو بکشاند، خود داستانی دارد که باید رمزهایش را جای دیگر به دقت شکافت. واقع امر آن است که همه‌ حوادث کم و بیش سختی که بر او گذشته، تاریخ او را منقطع نکرده تا نزدیک به اضمحلال رسیده، ولی بریده نشده است. در مجموع می‌توان گفت که ملت ایران شبیه به آن بوته‌های صحرایی چون قیچ و گز بوده است که زندگی در شداید را می‌آموزند و ریشه‌ خود را محکم می‌کنند و با کم‌آبی و سموم و داغی و سردی خو می‌گیرند و چون بادهای تند بوزد یا شن‌های انبوه روی آورد، سر خود را خم می‌کنند و از نو پس از رفع خطر، برمی‌افرازند و عادت کرده‌اند که ذخیره‌ای حیاتی در خود داشته باشند که در خشکسالی و عُسرت آن را به‌کار گیرند.»یک سال گذشته ایران مثل تمام تاریخ او، آن‌چنان‌که مرحوم اسلامی ندوشن از آن سخن رانده آن‌قدر پر حادثه بوده که هضم آن هنوز برای بسیاری دشوار است. مسائل گوناگون سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی به شدت در هم تنیده شده‌اند و آینده‌ای مبهم را در پیش روی ما قرار داده است. با این حال، ایران هنوز زنده است.با علم به تمام پیچیدگی‌های وضعیت موجود، در این نوشتار سخن از تغییر نگاهی در سطح استراتژیک می‌کنیم که شاید در برخی زمینه‌ها منجر به دستاوردهایی شود؛ اما چگونگی پیاده‌سازی آن حتما نیازمند مشارکت متخصصان، پژوهشگران و اندیشمندان از حوزه‌های تخصصی گوناگون است.

«صلح جامع» یا «صلح تدریجی»؟

جنگ ۴۰روزه ایران و آمریکا، صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی و نظامی آن، یک واقعیت مهم را برای ایران آشکار کرد: در خاورمیانه امروز، ثبات دیگر یک وضعیت دائمی و قابل‌فرض نیست، بلکه متغیری شکننده است که هر لحظه می‌تواند تحت تاثیر یک بحران سیاسی یا امنیتی تغییر کند. سپری‌شدن مهلت ۶۰روزه توافق اسلام‌آباد نیز نشان داد که حتی در صورت شکل‌گیری یک چارچوب سیاسی برای مهار بحران، رسیدن به یک توافق جامع و پایدار می‌تواند بسیار دشوار، زمان‌بر و همراه با عدم قطعیت باشد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های سیاست خارجی و اقتصادی ایران پس از جنگ این نیست که «چه زمانی صلح جامع حاصل خواهد شد؟»، بلکه این است که «ایران در فاصله میان جنگ و صلح جامع چه باید بکند؟» یا «حالا که صلح جامع نزدیک نیست چه کنیم؟»

منبع  : خبرگزاری بین اللملی شفقنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *