چندکلام با برخی که خود را ایرانی می‌خوانند/که ز دل تا دل یقین روزن بُود؟

مگر مولانا نگفته «که ز دل تا دل یقین روزن بود» ؟ پس چرا از دل این جماعت به خونین دلان مردم این سرزمین هیچ روزنی نیست؟ برخی از ایشان شاه دوستند و البته هرکس حق دارد هر چیزی را دوست بدارد اما اینان نخوانده‌اند شاهنامه را که فرمود «مبادا چنین هرگز آیین من، سزا نیست این کار در دین من / که ایرانیان را به کشتن دهم، خود اندر جهان تاج بر سر نهم …» 

چندکلام با برخی که خود را ایرانی می‌خوانند/که ز دل تا دل یقین روزن بُود؟

چندکلام با برخی که خود را ایرانی می‌خوانند/که ز دل تا دل یقین روزن بُود؟

چندکلام با برخی که خود را ایرانی می‌خوانند/که ز دل تا دل یقین روزن بُود؟

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، این تصاویر‌ را خوب نگاه کنید! 

۱. حتما تصویر را بزرگ کنید، موهای آشفته و خاک آلود دخترمان را ببینید! دارد می‌دود … همانطور وحشت زده و خاک آلود با پس زمینه ای از آتش و خون … بین زمین و آسمان دست عزیزش را که بر دوش هموطن دیگری است گرفته، دستش را فشرده تا مبادا لحظه ای از او‌ دور افتد …

۲. اشکالی ندارد، حال تصویر‌ دوم را ببینید! مردی همچنان می رقصند و شادند … 

مگر مولانا نگفته «که ز دل تا دل یقین روزن بود» ؟ پس چرا از دل این جماعت به خونین دلان مردم این سرزمین هیچ روزنی نیست؟ برخی از ایشان شاه دوستند و البته هرکس حق دارد هر چیزی را دوست بدارد اما اینان نخوانده‌اند شاهنامه را که فرمود «مبادا چنین هرگز آیین من، سزا نیست این کار در دین من / که ایرانیان را به کشتن دهم، خود اندر جهان تاج بر سر نهم …» 

و امروز ایرانیان می میرند و خاک آلود در کوچه های شهرشان می دوند و می هراسند تا با موشک های غربیان و روی خون این مردمان کسانی تاج بر سر نهند!؟ وقتی گفته شد نه به جنگ علیه ایران! دقیقا منظور همین چیزها و همین روزها بود …

به امید روزهای خوب و روشن برای ایران و ایرانیان!

حامد وفایی؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *