علی کریمی که پیشتر از حامیان رضا پهلوی و جریان سلطنتطلب محسوب میشد، اینبار با لحنی تند به اختلافات اخیر با نزدیکان پهلوی واکنش نشان داده و با تعیین ضربالاجل برای رضا پهلوی، از احتمال افشاگری درباره پشتپرده این اختلافات خبر داده است؛ چرخشی که بار دیگر شکافها و اختلافات در جریان سلطنتطلب را نمایان کرده است.
گیلا گاملیل، وزیر فناوری رژیم اسرائیل، به تازگی کوشیده تا با وعده «بازگشت قریبالوقوع رضا پهلوی به ایران» به سلطنتطلبان امیدواری دهد و این پیادهنظامِ رایگان را با ترفند رویافروشی حفظ کند؛ امیدی کاذب که همواره با وعده های دروغین تغذیه میشود، اما همچنان فاصلهای عمیق با واقعیت دارد.
در حالی رضا پهلوی خود را مدعی نقشآفرینی برای آینده ایران معرفی میکند، گزارشها از کمک بیش از ۳ میلیون دلاری حامیان مالی به کارزار او خبر میدهند؛ موضوعی که در بحبوحه حملات و بمباران ایران، ابعاد قابلتأملی پیدا کرده است.
فرامرز دادرس، افسر سابق گارد شاهنشاهی، در اظهاراتی بیسابقه، رضا پهلوی را به همکاری با شبکه اینترنشنال و انجام مأموریتهای اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی متهم کرد و گفت: مأموریت اخیر او جذب دوباره نیروهای نفوذی در داخل ایران است.
رئیسجمهور آمریکا با رد ادعاهای اپوزیسیون و تحقیر دیپلماتیک رضا پهلوی، عملاً رویای «مداخله نظامی» را به بایگانی فرستاد. اما چه شد که مدعیان سیاستورزی، در کمتر از سه هفته از شعارهای دموکراتیک به التماس برای جنگ رسیدند و در نهایت، هم در خیابانهای تهران و هم در راهروهای واشنگتن با درهای بسته مواجه شدند؟
بررسی تحولات اخیر نشان میدهد که نقش فرقه بهائیت در تحرکات اعتراضی و اغتشاشات ماههای گذشته را نمیتوان صرفاً در قالب یک جریان مذهبی یا فرهنگی تحلیل کرد؛ بلکه این فرقه با سابقهای طولانی از نفوذ سیاسی و پیوندهای امنیتی، امروز به یکی از بازیگران فعال در معادلات جنگ شناختی علیه ایران تبدیل شده است.