
Made in Abyss از آن دست انیمههایی است که در ظاهر با معصومیت، رنگهای زنده و حالوهوای ماجراجویانه وارد میشود، اما خیلی زود به روایتی دربارهی کنجکاوی، فقدان، تروما و بهای دانستن تبدیل میشود. این مطلب سراغ همین تضاد میرود: اینکه چرا این اثر همزمان زیبا و دردناک است و چگونه از دل یک جهان ظاهراً کودکانه، یکی از تلخترین تجربههای روایی انیمه را میسازد.
در نگاه اول، Made in Abyss شبیه یک فانتزی ماجراجویانهی لطیف و خیالانگیز به نظر میرسد؛ اثری با طراحی نرم شخصیتها، رنگهای زنده، موسیقی مسحورکننده و ایدهی سقوط به لایههای ناشناختهی یک گودال عظیم. همهچیز طوری چیده شده که مخاطب ابتدا با حس کشف، شگفتی و کنجکاوی وارد جهان داستان شود.
