
چمن ورزشگاه تختی به خوبی نشان داد سیستمی که پروژههای میلیاردی و چند ده میلیاردی میگیرد تا به وضعیت چمن ورزشگاههای فوتبال رسیدگی کند، در چه درجهای از ناکارآمدی قرار دارد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، فاجعه پشت فاجعه میآید. ورزشگاه به ورزشگاه، داستانهای تلخی رقم میخورد که البته شاید فقط بخش کوچکی از عمق بحران در ساختار فوتبال ایران باشد. از آبروریزیهای بینالمللی گرفته تا حمله بیرحمانه به کیفیت فوتبال. مربیانی که گاهی قربانی بیکیفیتی چمن ورزشگاههایی میشوند که در پشت صحنه مافیایی در حال ارتزاق از آن است.
تلخی ماجرا اینجاست که این فجایع نه با اشتباه بلکه نشأت گرفته از برنامهریزی سیستمی ناکارآمد است؛ سیستمی که پروژههای چند میلیاردی و چند ده میلیاردی را برای چند رأس همیشه حاضر تعریف میکند تا آنها بتوانند از پدیدهای به نام چمن هم که شاید ساده به نظر برسد، برای خود ثروت بسازند و از آن ارتزاق کنند. سیستمی یکپارچه علیه ثبات و کیفیت که سود خود را از چمن بیکیفیتی کسب میکند که بین دو تا پنج سال به نابودی کشیده شود و دوباره نیاز به تعویض داشته باشد.
نمونههای زیادی برای اشاره به این سیستم وجود دارد؛ از چمن ورزشگاه شهدای فولاد خوزستان و ورزشگاه امام رضا (ع) مشهد گرفته که ورزشگاههسپس با استفاده از ماده ۴۸ خاتمه پیمان را اعلام کند.
جالب اینجاست که از سال ۱۴۰۳ چمن ورزشگاه تحتی برای بهبود وضعیت، با اقدام تاپ درسینگ (ماسهپاشی) و اورسیدینگ (بذرپاشی مجدد) به شرکت دیگری واگذار میشود. جالب اینکه تا پیش از بازی چادرملو و پرسپولیس در ورزشگاه تختی همه مسئولان از جمله داود رفعتی که رئیس کارگروه استانداردسازی ورزشگاههاست، کیفیت چمن و امکانات ورزشگاه تختی را برای میزبانی بازیهای لیگ برتر تأیید میکرد، اما پس از بازی و انتقاد به کیفیت چمن ورزشگاه رفعتی بهانهای جالب توجه آورد: «چاه آب ورزشگاه خشک شده و آبی که برای آبیاری از بیرون آوردند، آلوده بوده است.» این بهانه در شرایطی مطرح شده که دلیل اصلی تخریب چمن ورزشگاه تختی درست شبیه به تخریب چمن دیگر ورزشگاههایی است پشت تخریبشان، پروژههای چند ده میلیاردی تعریف میشود.
