
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا،ماریا پُپوا – ترجمه: بیتا عظیمینژادان؛ الیویا لَنگ (Olivia Laing) مینویسد:«تنهایی در ضمن اینکه حالتی است شخصی، حالت سیاسی نیز است» نیم قرن پیشتر هانا آرنت (۱۴ اکتبر۱۹۰۶- ۴ دسامبر ۱۹۷۵) در اولین اثر هوشمندانه و کلاسیک خود با عنوان “توتالیتاریزم” که در زمانی مناسب در سال ۱۹۵۱ چاپ شد، آن ابعاد مرتبط و موازی از تنهایی که عمق اندوه شخصی و حالتی لازم و رایج در حیات سیاسی است را مورد بررسی قرار میدهد.
آرنت تنهایی را به عنوان عامل مشترکی برای وحشت ترسیم میکند و وظیفه آن را هم به عنوان سلاح اصلی حکومتهای توتالیتر و هم به عنوان آسیب اصلی همان حکومتها میشناساند. درست بیست سال پیش از آن انتقاد تند و کوبندهاش در مورد سیاست او چنین مینویسد:«وحشت، حتی در وضعیت پیشاتوتالیتاریزم، در شکل استبداد نیز تمام روابط انسانی را خراب میکند، بنابراین در اندیشههای ایدئولوژیک جبرهایی که از طرف خود شخص اعمال میشود همه روابطش را با واقعیت ویران میکند. این آمادگیاختن قلمرو عمومی زندگی، نمیتوانند وجود داشته باشند. حیات آنها به انزوای مردم و انزوای تواناییهای سیاسی آنها بستگی دارد. بدترین شکل سلطه توتالیتاریزم نوین به انزوا کفایت نکرده و زندگی خصوصی را نیز ویران میسازد. اساس این نوع جدید، تنهایی است و عدم تعلق به دنیای اطراف که بدترین و تلخترین تجربه انسانی است.
پس این است که پافشاری به “باهمبودن”، تعلقداشتن به جمع و اجتماع و حفظ پیوندهای انسانی یکی از شجاعانهترین کنشها و مقاومتها در رویارویی با رژیمهای توتالیتر بوده است. جان اُ داناهیو (John O’Donohue) شاعر و فیلسوف ایرلندی میگوید:«باستانیترین و ابدیترین ارزشهای زندگی انسانی –حقیقت، نیکی، عدالت، زیبایی و عشق– همگی تبیینهایی از یک تعلق حقیقی هستند.»
۲۱۶۲۱۶
