مدت زیادی از شهادت همسرم نگذشته و دلتنگیهایشان زیاد است. بچهها عکس پدرشان را نگاه میکنند و گریه میکنند. میگویند: بابا ما را گذاشتی رفتی پیش خدا. دختر کوچکم میگوید: بابا بیمعرفتی کرد رفت پیش خدا و ما را نبرد. با عکسهایش حرف میزند
شهادت در نقطه صفر مرزی
مدت زیادی از شهادت همسرم نگذشته و دلتنگیهایشان زیاد است. بچهها عکس پدرشان را نگاه میکنند و گریه میکنند. میگویند: بابا ما را گذاشتی رفتی پیش خدا. دختر کوچکم میگوید: بابا بیمعرفتی کرد رفت پیش خدا و ما را نبرد. با عکسهایش حرف میزند
