
گروه اندیشه: شیما بهره مند در روزنامه شرق یادداشتی نوشته با عنوان اسپینوزای دموکرات. او در این نوشتار تاکید می کند که در نظر اسپینوزا مسئله نه خلاصشدن از حاکمیت، بلکه دموکراتیکشدن آن است. از این قرار، مشایخی معتقد است «اسپینوزای مترون نه خوشبین است نه آنارشیست، او دموکراتی واقعگراست. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
اخلاقی زیستن در جهانی آشوبناک که تحت سیطرۀ فقر و فاقه و انواع خشونت و تبعیض است، همچنان از مباحث مهم و ضروری فلسفه به شمار میرود. الکساندر مترون با طرح خطوط کلی تفکر اسپینوزا در کتاب «اسپینوزا، اخلاق، سیاست»، پاسخی درخور و متفاوت برای این بحث تدارک دیده است. چنانکه عادل مشایخی، مترجم کتاب، در یادداشت روشنگرش اشاره کرده است، دیدگاه مترون به اسپینوزا و آثاری از ایندست، فردگرا دانستن این فیلسوف را ملغا میکند و البته به تعبیر مترجم «در روزگار ما اندکاند متفکران جدی و قابل اعتنایی که اسپینوزا را فیلسوفی فردگرا بدانند که فلسفهاش راشایخی در اینجا به امانوئل ژوزف سییس ارجاع میدهد که منشأ حاکمیت بهمثابه «قدرت مؤسس» را «مردم» میداند: «مردم یا ملت خاستگاه هر عمل سیاسی و منشأ هر قدرتی است که خود را در قالب شکلهای مدام نوشونده بیان میکند و این اشکال و سازمانهای مدام نوشونده را از بطن خود به وجود میآورد، بدون اینکه خودش را، وجود سیاسیاش را، تابع یک فرماسیون قطعی و نهایی کند». اشمیت به جنبۀ اسپینوزایی مفاهیم سییس، «قدرت مؤسس» و «قدرت مستقر» اشاره میکند و معتقد است قدرت مؤسس سرچشمۀ تمامنشدنی تمام شکلهای سیاسی است بدون اینکه در هیچ شکلی تحلیل برود یا خودش شکلی داشته باشد. در نظر اسپینوزا نیز مسئله نه خلاصشدن از حاکمیت، بلکه دموکراتیکشدن آن است. از این قرار، مشایخی معتقد است «اسپینوزای مترون نه خوشبین است نه آنارشیست، او دموکراتی واقعگراست».
۲۱۶۲۱۶
