ریشه تنفر رضاخان قزاق از دین و روحانیت/چه‌کسی مانیفست سلطنت پهلوی را نوشت؟

قصه‌های ریپورتر درباره فساد طبقه علما، آخوندها و ملاها درباره وعاظ السلاطینی مصداق داشت که برخی از آنان در واقع وابستگان استعمار انگلیس بوده و بعدها ایادی سلطنت پهلوی شدند؛ نه عالمان و مراجع واقعی شیعه! با همین‌رویکرد و دست‌فرمان بود که جرج میدلتون کاردار سفارت انگلیس کینه شدیدی نسبت به آیت‌الله کاشانی داشت و او را «عوام فریب آب زیرکاه مفسد و ضدغربی» می‌خواند. 

ریشه تنفر رضاخان قزاق از دین و روحانیت/چه‌کسی مانیفست سلطنت پهلوی را نوشت؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، اردشیر جِی ریپورتر چهره مرموز و پشت پرده تاریخ معاصر ایران، مانیفست و ایدئولوژی ناسیونالیسم شاهنشاهی را  برای به قدرت رساندن خاندان پهلوی پی ریخت که به‌مدت ۶ دهه به شدت ترویج شد. این‌ایدئولوژی ۳ کانون داشت: استعمار بریتانیا، محافل قدرتمند یهودی اروپا و کینه‌ها و رویاهای فروخفته ۱۳۰۰ ساله اشرافیت و موبدان ساسانی. 

اردشیر جی، پیش از این در زمره اعضای انجمن مخفی تهران بود که توسط ملک المتکلمین و سید جمال الدین واعظ رهبری و اداره می‌شد. اعضای این‌انجمن هم عمدتا از ماسون‌های ایرانی بودند. اردشیر جی که جاسوس یهود بین‌الملل بود و سال‌ها پیش‌تر از هند وارد ایران شده بود، ثمره اشتراک منافع و درآمیزی این ۳ کانون قدرت بود. در این‌ایدئولوژی نهضت‌های مردمی و انقلابی را ابتدا به وابستگی به بلشویسم شوروی یا آلمان قیصری و نازی متهم می کردند. کما این‌که محمدرضا پهلوی هم به‌عنوان دومین شاه سلسله پهلوی همیشه دشمنان خود اعم از مذهبی و غیرمذهبی را به شوروی منصوب می‌کرد.

کودتای اسفند ۱۲۹۹ هم که طی آن رضاخان به قدرت رسانده شد، طرح اردشیر جی بود که ابتدا به تصویب وایت هال (انگلستان) رسید و سپس اجرا شد. 

یکی از موارد مانیفست اردشیر جی در پخت و پز رضاخان بی‌سوادوز و ظهور این‌گفتمان را این‌روزها هم بین جماعت پهلوی‌چی یا فریب‌خوردگان تبلیغات رسانه‌های یهودی می‌بینیم که می‌گوید: «برای پیاده کردن نظم و ترتیب و مدرن‌کردن ایران، دیکتاتوری و سخت‌گیری رضاخان لازم بود!»

این فلسفه سیاسی شبه‌هگلی که در دوران رضاخان و پسرش بخش وسیعی از تحصیل کردگان ایران در خدمت توجه آن به کار گرفته شد، بر این شالوده مبتنی است که اتوکراسی (استبداد) رضاخان، یک جبر اجتناب ناپذیر تاریخی بود که رسالتش، ایجاد قدرت متمرکز در ایران و پایان بخشیدن به حکومت‌های ملوک الطوایفی بود. 

به این‌ترتیب طی سناریو و قصه‌ای که اردشیر جی نوشته بود، حکومت رضاخان چیزی بود که بنا شد این‌گونه درباره‌اش تبلیغ کنند؛ از بین برنده هرج و مرج و تجزیه کشور و احیاگر ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) ایرانی!

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *