به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در ادبیات سیاسی و نظامی جهان، همواره توازنی حیاتی و حساس میان دو مولفه تهدید و توان عمل وجود دارد که ثبات بینالمللی بر پایه آن شکل میگیرد. اما آنچه در ماههای اخیر از سوی مقامات آمریکایی و رسانههای صهیونیستی شاهد بودیم، خروجیِ یک فکر نامنظم و بیمنطق است که از درک واقعیتهای جدید ژئوپلیتیک عاجز مانده است. این بینظمی در تحلیلهای غرب نشاندهنده یک گسست راهبردی میان اتاقهای فکر واشنگتن و حقایق جاری در خلیج فارس و دریای عمان است. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با مردم تبریز، به درستی پرده از این واقعیت برداشتند که دشمن با وجود تمام هیاهوی تبلیغاتی و جنگ روانی گسترده، خود به خوبی میداند که طاقت تبعات یک درگیری نظامی با ایران را ندارد.
ارتش آمریکا که در بوق و کرناهای رسانهای، خود را قویترین ارتش دنیا مینامد، امروز با حقیقتی تلخ و گزنده روبهروست. حقیقتی که در آن، ابزارهای سنتی قدرت مانند ناوهای هواپیمابر و ناوهای جنگی میلیاردی، دیگر تضمینکننده پیروزی یا حتی امنیت خودشان نیستند.
در دکترینهای کلاسیک نظامی، حضور یک ناوگروه در یک منطقه به معنای تسلط کامل بر آن جغرافیا بود، اما ظهور قدرتهای نوظهور موشکی و پهپادی، این معادله را به کلی دگرگون کرده است. واقعیت این است که قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بر دو پایه اصلی و خللناپذیر استوار شده است؛ اول، تکنولوژی پیشرفته دفاعی که با اتکا به دانش بومی، میتواند هر تهدیدی را در همان مبدأ خنثی کند، و دوم، اراده ملتی که ۴۷ سال است تحت سختترین فشارهای اقتصادی و سیاسی، شجره طیبه نظام را با ایثار خود آبیاری کردهاند. این ترکیب سختافزار پیشرفته و نرمافزار مردمی، فرمولی است که در هیچکدام از آکادمیهای نظامی غرب تدریس نمیشود و به همین دلیل، آنها در تحلیل رفتار ایران دچار خطای استراتژیک میشوند.
