وقتی شخصیت ما بیمار می شود!

۱- اختلال شخصیت پارانوئید
حتما شما هم شنیده اید می گویند فلانی پارانوئید است. یعنی انگار به عالم و آدم شک دارد. حالا فرض کنید یک نفر همیشه و همه جا این رفتار را نشان دهد. آن هم نه در حد یک شوخی زبانی که ما باهم می کنیم. او واقعا به همه چیز بدگمان است. معلوم است که این آدم ها زندگی را برای دور و بری ها و مخصوصا همسرشان زهر می کنند. حتما شما هم حدس می زنید که بیشتر مبتلایان به این بیماری مردها هستند، در همه جای دنیا، آنها فکر می کنند بیشتر مردم دارند سرس کلاه می گذارند، بدون این که دلیل کافی داشته باشند.
آنها خیلی دیر صمیمی می شوند یا اصلا صمیمی نمی شوند؛ چون می ترسند اطلاعاتی که در هر رابطه صمیمانه به هر حال منتقل می شود، علیه خودشان به کار رود. برای مبتلایان به اختلال شخصیت پارانوئید پشت هر اظهار نظر خنثایی یک معنی پنهان تحقیرکننده یا تهدیدکننده وجود دارد. آنها همیشه ناخشنود و کینه ای اند. اما چیزی که آنها را به روان درمانی می کشاند، شک مزمنی است که به همسرشان دارند. بعضی از مبتلایان به این اختلال شخصیت، بیماری شان شدت می یابد به اسکیزوفرنی تبدیل می شوند. یک بیماری روانی که در آن دیگر بیمار رابطه ای با واقعیت ندارد.

1375512062
«نمایشگری» کلید فهم اختلال شخصیت نمایشی است…
گاهی همین طور که مثلا یک صفت «برون گرایی» بهنجار دارد در شخصیت شکل می گیرد، یک صفت نابهنجار مثل «وابستگی بیش ازحد»، «خودشیفتگی» یا «آزارگری» هم ذره ذره در ما شکل می گیرد. این صفت ذره ذره شکل گرفته شده با خودش رفتارهایی تولید می کند که در بزرگسالی، یعنی بعد از هجده سالگی اسم شان می شود اختلال شخصیت. اختلال شخصیت آن قدر عمیق و مزمن است که درمانش باتلاق روان درمانی است. البته در سال های اخیر، برای روان درمانی این اختلال ها هم درمان های اختصاصی به وجود آمده است؛ اما به هرحال هنوز یک مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته به راحتی یک مبتلا به افسردگی روان درمانی نمی شود. در این مطلب می خواهیم شما را با اختلال های شخصیت آشنا کنیم.
اگرچه در طبقه بندی جدید بیماری های روان شناختی که سال گذشته منتشر شد، این طبقه بندی تغییر کرده است؛ اما پیچیدگی و تخصصی بودن طبقه بندی جدید باعث شد ما طبق همان طبقه بندی قبلی و البته رایج، در یک سری الگوهای رفتاری ریشه دار و انعطاف پذیر حرف می زنیم که انگار همیشه و همه جا وجود دارند و شروع آن از نوجوانی یا اوایل بزرگسالی است.

۱- اختلال شخصیت پارانوئید
حتما شما هم شنیده اید می گویند فلانی پارانوئید است. یعنی انگار به عالم و آدم شک دارد. حالا فرض کنید یک نفر همیشه و همه جا این رفتار را نشان دهد. آن هم نه در حد یک دیگران می اندازند، به خاطر این که می ترسند دیگران تاییدشان نکنند. مخالفت نمی کنند و طرح های زندگی خودشان را بدون نظر دیگران نمی ریزند. در تنهایی احساس درماندگی می کنند و به محض قطع شدن یک رابطه صمیمانه، در رابطه صمیمانه دیگر غرق می شوند تا مبادا تنها بمانند.

۱۰- اختلال شخصیت وسواسی- اجباری
مبتلایان به اختلال شخصیت وسواسی اجباری، به آن شکلی که در ذهن تان است وسواس ندارند، آنها بیش از حد قاعده دارند. برای آنها جدول ها و فهرست ها و جزئیات، مهم تر از ذات کار است. آنها آن قدر کمال گرا هستند که کارشان به انجام نمی رسد. چون آن کمالی که در ذهن آنهاست انجام شدنی نیست. خودشان را آن قدر غرق کار می کنند که روابط دوستانه و تفریح ندارند، اخلاق انعطاف ناپذیری دارند. چیزها را دور نمی اندازند و سرسخت و یک دنده اند. از همه اینها بدتر، هم برای خودشان و هم برای دیگران، این است که کارها را به دیگران نمی سپارند.

سعید بی نیاز، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

منبع: دانشنامه ناریا

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *