
شناخت خانواده همسر فقط دانستن نام و نام خانوادگی و تعداد اعضای خانواده و میزان درآمد و تحصیلاتشان نیست. این شناخت ها می تواند به شما کمک کند تا بدانید چگونه با آن ها ارتباط داشته باشید تا با حداقل اختلاف رو به رو شوید.
همه ما با ورود به زندگی شخص دیگری به نام همسر، خواهی نخواهی با جنبه های دیگری از وجود طرف مقابل خود و شکل جدیدی از زندگی آشنا می شویم. درواقع وقتی کسی را به این عنوان می پذیریم، نوع ارتباطمان با آن فرد دیگر مانند قبل نیست؛ هنگامی که عروس یا داماد خانواده ای می شویم، نوع ارتباطمان هم عوض می شود جنبه رسمی به خود می گیرد؛ زیرا علاوه بر طرف مقابل باید به خانواده او هم توجه داشته باشیم.
پس بهترین کار این است که با توجه به شناختی که از یکدیگر پیدا می کنیم، رفتار مناسبی با بافت خانوادگی آن ها هم انتخاب کنیم ؛ اما به هر دلیلی نتوانیم ارتباط خوبی با خانواده همسرمان برقرار کنیم، باید منتظر باشیم که سایه این ارتباط غلط وارد زندگی زناشویی ما شود و بدین ترتیب فضای آن را تیره و تار و ناامن بکند، اما بیشتر این قبیل مشکلات ناشی از برداشت های اشتباهی است که ما معمولا از این گونه روابط داریم.
شما از پسرتان دور نشده اید!
یکی از برداشت های اشتباهی که بسیاری از خانواده ها مرتکب می شوند این است که فکر می کنند با ورود عروس به خانواده شان پسرشان دیگر مانند قبل با آن ها مهربان نیست ودر مورد جنبه های مثبت والدین همسرتان فکر کنید و گاهی آن ها را به همسرتان بگویید.
* اطلاعات خصوصی تان را حفظ کنید
در شیوه صحبت کردن و رفتار شما در عین احترام باید این نکته وجود داشته باشد که حتما اطلاعات زندگی خصوصی تان را حفظ کنید و تا آنجا که امکان دارد، اجازه سرک کشیدن دیگران در مسایلی که فقط مختص شما و همسرتان است را ندهید. این نکته را باید حتی در مورد خانواده خودتان در نظر بگیرید.
*از مشکلات نترسید!
بسیاری از زوج ها با بروز ساده ترین مشکلات با خانواده همسرشان فکر می کنند دیگر دوست داشتنی نیستند و به همین دلیل ناامید می شوند. توجه داشته باشید این خیلی طبیعی است که با توجه به اختلاف سلیقه، آداب و رسوم و نوع نگاه و برداشت خانواده ها نسبت به مسائل مختلف، گاهی اختلافاتی هم بینشان به وجود بیاید؛ همان گونه که گاهی در همین خصوص، مشکلاتی با خانواده خودمان هم داریم؛ بنابراین بهترین راهکار این است که این گونه مشکلات را بیش از حد جدی نگیریم.
