
کسانی که نتوانسته اند با اضطراب و ترس ازدواج کنار بیایند ممکن است تا مرحله پارانوئید شدن(سوءظن) نیز،پیش بروند. برخی از جوانان بیشتر از آن که به عشق و صمیمیت ازدواج فکر کنند به مشکلات زندگی مشترک و یا طلاق احتمالی و رنج و عذاب ناشی از آن اندیشه می کنند. اما به راستی علت اضطراب قبل از ازدواج چیست؟
وای از روزی که نقاب بر چهره نباشد
همه می توانند با زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما وای از روزی که برگ زندگی، طوری ورق بخورد که باب دل یکی از زوجین نباشد؛ بی تردید، به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد.
هر چه میزان آرامش مان در رابطه طولانی تر باشد، به احتمال بسیار از شناخت وجود حقیقی طرف مقابل مان دور خواهیم ماند؛ از سوی دیگر، از یک طرف دوست داریم خودمان باشیم اما از طرفی نیز دوست داریم دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم، و به دلیل همین هویت دوگانه است که هرگز نمی توانیم خود واقعی مان را آشکار کنیم.
همه می توانند با زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد.
معمولا زوجین جوان در ابتدای آشنایی، تأمین نیازها و انتظارات همسر را در اولویت قرار داده و صدالبته ترجیح می دهند پای به پای دیگری هم، حرکت کنند، بدین صورت تا به جایی که مجبور نشوند و یا کسی پا روی دشید ب: لزوما در اثر ازدواج تغییر رویه نخواهید داد. البته شما می توانید با همسرتان رابطه ای شاد را پایه ریزی کنید ولی رسیدن به این هدف نیاز به تلاش دارد.
ب: شما باید تمام کارها را با همسرتان انجام دهید!
درست است که شما ازدواج کرده اید ولی یادتان باشد که با همسرتان دوقلوهای به هم چسبیده نیستید! اصرار بر انجام مشترک تمام کارها، عشق را نابود می کند.
پ: شما همواره دوست همسرتان خواهیدبود!
هرچند زندگی کردن درکنار یکدیگر در ابتدا هیجان انگیز به نظر می رسد ولی به مرور زمان مشکلات خود را نشان می دهند. مسئله مهم این است که با تفاوت ها کنار بیائید.
ت: شما هرگز احساس ملال یا تنهایی نخواهیدکرد!
جالب است که بسیاری از مردم به این علت ازدواج می کنند که می خواهند زندگی خود را با دیگری تقسیم کنند. آنها می خواهند از ملال و تنهایی فرار نمایند ولی پس از ازدواج نیز گاهی این احساس به سراغشان می آید. البته این حالت موقتی است.
