
من به خاطر بیخوابی، در یک دوره یوگا ثبتنام کردم. یکی از دوستانم به من گفت که یوگا میتواند در تنظیم الگوهای خواب مفید باشد. یوگا به من کمک کرد تا بهتر بخوابم. اما در کمال تعجب، در بسیاری دیگر از جنبههای زندگیم بینهایت به من کمک کرد. یکسال بعد از شرکت در دوره، من اولین فرزندم را باردار شدم. در آن زمان نمیدانستم، اما تمرینات ذهنی یوگا یکی از بهترین تمرینات آمادگی بارداری بود که انجام دادم. در اینجا به چند درس ارزشمندی که آمادگی مادرشدن را در من ایجاد کردند، اشاره میکنم:
۱ ) یاد گرفتم که تسلیم لحظات شوم
از اولین لحظات حاملگی تا دوران شیردهی و سالهایی که کودک اولین قدمهایش را بر میدارد، و حتی بعد از آن، مادر بودن سرشار از لحظاتی پر از چالش، نگرانی، و استرس زا است. مقاومت در برابر این لحظات، میتواند درد و ناراحتی را بیشتر کند. درحالیکه، تسلیم شدن در برابر آنها میتواند نt-align: justify”>
۷ ) یاد گرفتم که حقشناس باشم
از زمانیکه یوگا آموختم، باید بگویم پیش آمده که روزهای سخت را پشت سر گذاشته باشم، با این وجود، آنها را از بچههایم مخفی نکردم. به آنها میگویم که غمگین هستم و چیزی که به من آرامش و شادی می دهد، فکر کردن به نعمتهاییست که خداوند به من داده است. با آنها مینشینم و آن نعمتها را یک به یک اسم میبرند. با هم این نعمتها را یادداشت کرده و از خداوند به خاطر این همه محبت تشکر می کنیم. اغلب این برنامه به یک کار سرگرم کننده و مفرح تبدیل میشود.
پسرم قدردان بستنی مورد علاقه اش است. دخترم با صدایی از اعماق سینه فریاد میزند که کفشهای صورتی عیدش را دوست دارد. خوشحالم از اینکه در این لحظات، آنها یاد میگیرند که غم و ناراحتی جز اتفاقات زندگی است و این احساسات را نباید پنهان کرد.
