
چنانچه پس از تجربه ناکامی در عشق، عمیقا برانگیخته شدهاید، خشم و عصبانیت زیادی را تجربه میکنید و با افکار انتقامجویانه اجباری و تکرارشونده مواجهید، وضعیت خود را اورژانسی ببینید و جدأ توصیه میشود در نخستین فرصت ممکن از متخصصان بهداشت روان، مراکز مشاوره، پزشکان، والدین و نزدیکان، درخواست کمک کنید. باور کنید که تمرکز شما بر خشم و انتقام، تنها اوضاع را بحرانیتر کرده و تغییری درحال بد شما ایجاد نخواهد کرد.
گرچه شاخصترین و جذابترین ویژگی عشق (هیجان) است اما چنانچه مدیریت کامل ارتباط عاشقانه را بر دوشاش بگذاریم، نابودی تلخ رابطه را به نظاره نشستهایم.
۱- رویارویی با عشق، از آنجا که هیجان زیادی در انسان بهوجود میآورد، امر آسانی نیست. آنچه حائز اهمیت است، باورکردن هیجانی بودن پدیده عشق است و باز هم باور کردن اینکه هر هیجانی قابل مدیریت و کنترل است. چنانچه عشق مانند تمام پدیدههای هیجانی، بدون یاری منطق و استدلال هدایت شود، بیگمان، پرآسیب خواهد بود. هنگامی که سعی میکنیم هیجان عشق، در عین بروز، مدیریت و کنترل شود، آن را آرام کردهایم. تیرهای منطق و استدلال که برپیکره هیجان عشق واان تقسیم کنید.
باور کنید که اکنون «خشمگین» هستید. خشم تفکر شما را غبارآلود و اجازه هر نوع رفتار مناسبی را از شما سلب کرده است.
افکار خود را وارسی کنید. چنانچه به تنهایی قادر نیستید، از دیگران یاری بگیرید؛ ردپای تحریفات شناختی و خطاهای شناختی را در پیدایش خشم شدید خود جستوجو و سپس اصلاح کنید.
به یاد داشته باشید، خشم، سریع حرکت میکند و کنترل اوضاع را بهدست میگیرد و چنانچه بلافاصله متوقف نشود، زود، دیر خواهد شد.
چنانچه نمیتوانید افکار مزاحم انتقامجویانه خود را کنترل کنید، سریعا متخصصان بهداشت روان، والدین و نزدیکان را در جریان قرار دهید و از یاریشان بهرهمند شوید.
