
یک روان شناس شوخی پژوه به نام مک گی می گوید تا یک و نیم سالگی بچه ها شوخ طبعی را نمیفهمند. نه این که نمیخندند. بله کودکان میخندند اما به شوخ طبعی ما یا خودشان نمیخندند. اما بین یک و نیم تا دو سالگی بچه ها کم کم هم شوخی میکنند هم بعضی از انواع شوخی را میفهمند.
در این مرحله کودکان دارند با اشیا ور میروند تا کاربردشان را بدانند. در این آزمون و خطا، آنها گاهی اشتباه های خنده داری میکنند. مثلا از لیوان به جای گوشی تلفن استفاده میکنند. این استفاده تناقض آمیز موجب خنده بزرگسالان میشود. کودک بدون این که بداند کارش اشتباه است، فقط به خاطر خنده دیگران این کار را تکرار میکند.
این شروع عمل شوخ طبعانه در کودکان است. البته احتمالا اگر همین کار بچه ها را تکرار کنید یعنی با لیوان الو الو کنید، یا از کتاب به جای بالش استفاده کنید آن ها هم به شوخی شما میخندند. احتمالا وقتی هم از عروسکهای انگشتی به جای آدم های واقعی استفاده میکنید و صدای او را در میآورید بچه های این سن و سال بخندند. البته شاید.
مرحله دوم- از دو تا سه سالگی (شوخی های کلمه ای)
در این مرحلهت.
شوخی های جنسی
اگر سه نوع مهم از لطیفهها وجود داشته باشند، یک نوعشان لطیفههای اجتماعی، یک نوعشان لطیفههای زبان بازی و یک نوعشان لطیفه های جنسی هستند. اما این مال دنیای ما بزرگسالان است. بچه ها ممکن است لطیفه های جنسی ما را نفهمند اما به خاطر خنده ما کنجکاویشان زودتر از موعد برانگیخته میشود و اطلاعاتشان را از جاهای اشتباه خواهند گرفت. البته این به معنای تربیت نکردن جنسی بچهها نیست. لطیفه جنسی هرگز راه درستی برای انتقال اطلاعات جنسی به کودکان نیست.
شوخی های قومیتی:
گفتن لطیفههای قومیتی جلو بچه ها یعنی آماده کردن آن ها برای داشتن یک ذهنیت نژادپرسانه. گفتن لطیفه های قومیتی یک نوع شوخ طبعی پرخاشگرانه است و شما با گفتنش جلو بچه ها این نوع از پرخاشگری را برایش مجاز میکنید. وقتی متوجه این ماجرا میشوید که او با صورتی کبود به خاطر گفتن یک شوخی قومیتی جلو اعضایی از آن قوم به خانه بر میگردد.
