معماری یکی از رشته های پرطرفدار دانشگاهی است. شاید علت این امر را بتوان جذابیت های این رشته دانست. اینکه بتوانید با طرح های موجود در ذهن خود یک اتد اولیه از مکان بزنید و آن را تا مرحله اجرا دنبال کرده و نهایتا هم روبه روی ساختمان طراحی شده خود بایستید و لذت ببرید.
به هر حال همه چیز به همین سادگی و شیرینی هم نیست و رشته معماری هم مانند سایر رشته ها، دارای فراز و نشیب ها و دشواری هایی است که برای رسیدن به موفقیت باید آنها را به بهترین شکل ممکن طی نمود.
یکی از مفاهیم یا به عبارت دیگر کانسپت هایی که در معماری وجود دارد، ترکیب حجم ها است. هر جسمی که ما مشاهده می کنیم دارای حجم است یه به عبارت دقیقتر دارای سه بعد طول و عرض و ارتفاع است. در معماری هم برای اینکه بتوانند نتیجه نهایی کار را قابل مشاهده و قابل درک بسیازند باید از ترکیب حجم ها کمک بگیرند. با ما همراه باشید تا بدانیم که تغییر حجم در معماری چه معنا و کاربردهایی دارد.

ترکیب حجم در معماری
طراحی هر نوع المان حجمی باید دارای چند فاکتور مهم زیر باشد:
۱٫ تناسب مفهومی به صورتی که مفهوم جدیدی نیز ایجاد شود
۲٫ تناسب فرمی- مهمتر از شکل یسانی در سطح شهر ها و همچنین انواع چراغها و تاسیسات خاص شهری در صورتیکه موارد فوق دارای طراحی قوی – منحصر به فرد – شاخص و با استفاده از اجزاء و نظامهای هندسی و بصری که پیشتر ذکر آن رفت توسط متخصصین و هنرمندان ساخته شوند و ویژگیهای بصری و هنری باز هم اولین عامل در بازشناسی یک اثر ماندگار است….. در صورتیکه یک سازه ی عملکردی دارای زیبایی و نظام هنری باشد میتواند برای هر شهر به سبک خود طراحی شده و با سایر شهرها متفاوت باشد (مثلا بگوئیم در فلان شهر ایستگاهای اتوبوس یا دکه های روزنامه فروشی به این شکل ساخته شده اند و این خود یکی از ویژگی ها و شاخصه های آن شهر میشود ) از این نظر و به دلیل گستردگی تعداد المانهای عملکردی در سطح شهرها وسطح وسیعتری از مخاطبین که پوشش میدهند میتوانند نشان از اهمیت و موقعیت خاص این نوع از المانها داشته و مسئولیت دقت نظر بیشتری را از متولیان زیبا سازی و برنامه ریزی شهرها میطلبد….. مکان قرار گیری این نوع المانها در سطح شهرها و هر جا که انتظار کار بری مورد نظر میرود میباشد و متناوبا به چشم میخورند….
