
صحبت های زن که با لحنی آرام شروع شده بود حالا کم کم جای خود را به داد و فریاد می داد. جملات و کلمات مبهم تبدیل به جملاتی واضح شده بودند که برای شنیدن آن نیاز به تلاش خاصی نبود. بعد از دقایقی نیز داد و فریاد او تبدیل به عجز و ناله شد و صدای هق هق زن فضا را در برگرفت.واکنش زنان و مردان درمواجهه باروابط فرازناشویی متفاوت است. برای برخی خط قرمز زندگی مشترک است و برای عدهای نه؛ اما آنچه در تمام موارد اتفاق میافتد، فروپاشیدن دیوار اعتماد است.
کمی که آرام شد، با لحن صدایی غم انگیز صحبت هایش را ادامه داد. صدایش آنقدر بلند و واضح بود که حالا دیگر همه اهالی ساختمان متوجه شده بودند زن از زندگی پنهانی به ستوه آمده است. تنهایی های طولانی او و عدم حضور همسر در روزهایی که باید در کنارش می بود، عرصه را بر زن تنگ کرده و او را به ستوه آورده بود. «تو به من گفتی مادرت تو را به زور مجبور به ازدواج با همسرت کرد اما اکنون او را به من ترجیح می دهی، دیگر از تنهایی خسته شدم … یک روز می روم همه چیز را به او می گویم.»
شاید روزی که مرد، بدون در نظر گرفتن عواقب تشکیل یک زندگی پنهانی، اقدام به این کار کرده و بعد از رابطه ای مود دارد، عادت هایی مانند تشویق، احترام، اعتماد، پذیرش، گفتگو و گوش کردن به صحبت های همسر و اجتناب از تهدید و تنبیه و کنترل و سرزنش و عیب جویی و شکایت و …
وی ادامه می دهد: اینها فنونی است که به واسطه آنها روی زوج کار می شود اما آنچه مسلم است استفاده از دیدگاه های آرام سازیست، یعنی معنادهی مجدد و واقعیت درمانی و بخشش درمانی. بخشش به معنای تحمل و آشتی و مصالحه و چشم پوشی نیست بلکه از کینه توزی و دشمنی و نفرت اجتناب کرده و پس از برجسته سازی ماهیت آرام بخش آن، از آن برای بهبود رابطه استفاده می کنیم. فرد باید ابتدا اقدام به عذرخواهی و ختم رابطه فرازناشویی کرده و تلاش خود را برای برگرداندن اعتماد انجام دهد و البته این نکته را مدنظر داشته باشد که این موضوع یک فرآیند زمانبر است و باید زمان لازم را به آن اختصاص دهد زیرا اولین پیامد بی وفایی از بین رفتن اعتماد است و لذا بهبود رابطه نیاز به زمان کافی دارد.
