رضاخان آنقدر هوش داشت که نزدیک شدن شبح مرگ به خویش را دریابد. با این همه به رغم تمامی شلتاقها و تظاهرهای دوران سلطنت، از مرگ و هر آنچه آن را برای وی تداعی کند به شدت گریزان بود و حتی از معاینه شدن توسط پزشکان نیز بیم داشت! خاطرات علی ایزدی که تا هنگام مرگ با رضاخان بوده به خوبی گویای این حالات روحی اوست
زیست در میان آواز خوکها!
رضاخان آنقدر هوش داشت که نزدیک شدن شبح مرگ به خویش را دریابد. با این همه به رغم تمامی شلتاقها و تظاهرهای دوران سلطنت، از مرگ و هر آنچه آن را برای وی تداعی کند به شدت گریزان بود و حتی از معاینه شدن توسط پزشکان نیز بیم داشت! خاطرات علی ایزدی که تا هنگام مرگ با رضاخان بوده به خوبی گویای این حالات روحی اوست
