افزایش زندگی خانواده‌ها در ترمینال‌ها، چادر، پارک، برای یک مشت اجاره!

قصه زندگی خانواده آقای «م» هم مشابه است. خانواده‌ای که در جنوب تهران، با بیعانه ۵۰ میلیون تومان، سال‌ها در یک اتاق ۱۲ متری قدیمی مستاجر بودند، اما امسال صاحبخانه به‌دلیل تخریب خانه، حکم تخلیه‌شان را گرفت و، چون هیچ پس‌انداز بیشتری برای رهن خانه نداشتند، به‌ناچار در ماشین زندگی می‌کنند
قصه زندگی خانواده آقای «م» هم مشابه است. خانواده‌ای که در جنوب تهران، با بیعانه ۵۰ میلیون تومان، سال‌ها در یک اتاق ۱۲ متری قدیمی مستاجر بودند، اما امسال صاحبخانه به‌دلیل تخریب خانه، حکم تخلیه‌شان را گرفت و، چون هیچ پس‌انداز بیشتری برای رهن خانه نداشتند، به‌ناچار در ماشین زندگی می‌کنند

برای یک مشت اجاره!

اقتصاد۲۴- خانم «ف» و دو دختر ۱۳ و ۱۸ ساله‌اش، شب‌ها روی صندلی‌های سالن‌انتظار ترمینال آزادی تهران می‌خوابند، چون خانه ندارند.
سعید، مادر و سه خواهرش شب‌ها در چادری اطراف یک پارک در تهران می‌خوابند، چون خانه ندارند.
آقای «م» و همسرش شب‌ها در ماشین می‌خوابند، چون خانه ندارند.
آقای «ر» و خانواده‌اش شب‌ها در چادری در حیاط یکی از بیمارستان‌های همدان زندگی می‌کنند، چون خانه ندارند.
به گزارش هم میهن، این‌ها چهار روایت از احتمالا صد‌ها روایت بی‌خانمان‌های تهران و دیگرشهرهاست؛ روایت زندگی زنان و مردانی که تا پیش از انفجار بهای اجاره، جزو خانواده‌های آسیب‌دیده یا کارتن‌خواب نبودند، اما حالا پولی ندارند که به صاحبخانه‌ها بدهند. حالا آسمان، سقف خانه آنهاست.

در ترمینال غرب (آزادی) خانم ف. ر با دو دختر جوانش روی صندلی‌های سالن‌انتظار ترمینال، شب را صبح می‌کنند. او مدت‌هاست به‌علت اعتیاد همسرش از او جدا شده و حالا سرپرست دو دختر ۱۸ و ۱۳ ساله است. تا همین چندسال پیش خانم «ف» و چندنفر از دوستانش یک کارگاه کوچک چرم‌دوزی داشتند که با شروع کرونا مجبور شدند آن را با بدهی‌های زیاد تعطیل کنند. او بعد از پرداخت بدهی‌ها به‌دلیل نداشتن پول‌پیش کافی برای اجاره یا رهن خانه مجدد، در یک ساختمان به سرایداری مشغول شد، اما درنهایت صاحبخانه عذر او و خانواده‌اش را خواستند و شبانه مجبور به ترک خانه شدند. خانم ف می‌گوید که بعد از آن به پرستاری مشغول شد، اما درآمد پرستاری برای زندگی آن‌ها و اجاره یک خانه مناسب کافی نبود. برای همین هم بود که او و دو دخترش مجبور شدند مدتی را در یکی از پارک‌های حاشیه‌تهران چادر بزنند، اما حالا فکر می‌کنند خوابیدن در ترمینال امن‌تر است.

این تنها قصه بی‌خانه بودن یک خانواده در این ترمینال نیست؛ مشاهدات میدانی «هم‌میهن» نشان می‌دهد که خانواده‌های زیادی در ترمینال آزادی زندگی می‌کنند؛ آن‌ها برای ساخت یک زندگی جدید و درآمد بیشتر به تهران آمده بودند، اما تمام تلاش‌های شبانه‌روزی آن‌ها در پایتخت حتی به‌اندازه اجاره یک اتاق ۱۲ متری هم نشده و اکنون به ناچار هر روز، بیشتر کار کردن و خوابیدن در همین ترمینال را پذیرفته‌اند. بعضی ماشین را سقف خود و بعضی‌دیگر چادر یا سقف یک ترمینال یا زیرگذر را برای خود انتخاب می‌کنند. مثل سعید که اواخر دوسال پیش، همراه مادر و سه خواهرش به‌دلیل نبودن امکانات زندگی و بیکاری، از خراسان شمالی به تهران آمد. او همان زمان در یکی از مسافرخانه‌های میدان راه‌آهن مشغول به‌کار شد و مدیر مسافرخانه به‌ازای دستمزد کار مادر و خواهرها، یک اتاق برای زندگی به آن‌ها داد و برای آوردن هر مسافر، درصدی هم به سعید می‌داد. سعید می‌گوید؛ بعد از یک‌سال کار کردن تمام اعضای خانواده، پس‌انداز آن‌ها حالا به ۲۰ میلیون تومان هم نمی‌رسد. اواخر پارسال با تغییر مدیریت مسافرخانه، این خانواده مجبور به تخلیه اتاق شدند، ولی با مبلغ اندکی که توانستند پس‌انداز کنند، هیچ خانه‌ای را نتوانستند اجاره کنند. همین هم شد که سعید، مادر و خواهرش تصمیم گرفتند بار دیگر به شهر خود برگردند تا شاید بتوانند کاری پیدا کنند و خانه‌ای برای خانواده‌شان اجاره کنند، اما باز هم به نتیجه‌ای نرسیدند و در آخر مجبور به چادرزدن در یکی از پارک‌های اطراف تهران شدند.

قصه زندگی خانواده آقای «م» هم مشابه است. خانواده‌ای که در جنوب تهران، با بیعانه ۵۰ میلیون تومان، سال‌ها در یک اتاق ۱۲ متری قدیمی مستاجر بودند، اما امسال صاحبخانه به‌دلیل تخریب خانه، حکم تخلیه‌شان را گرفت و، چون هیچ پس‌انداز بیشتری برای رهن خانه نداشتند، به‌ناچار در ماشین زندگی می‌کنند. در ۳ ماه زمستان، صبح‌ها با همسرش مسافرکشی می‌کردند، شب یک وعده غذا می‌خوردند و بعد باک بنزین ماشین را پر می‌کردند تا بتوانند ماشین را تا صبح روشن نگه دارند و از بخاری آن استفاده کنند. درواقع هرآنچه درآمد داشتند، خرج بنزین و غذا در روز می‌شد. در روز‌های عادی، پدر این خانواده ازطریق فروش جوجه رنگی، تخم بلدرچین و… در بازارروز، کسب درآمد می‌کند، اما مادر به‌دلیل کهولت سن، توانایی کار کردن ندارد. درآمد ماهانه پدر این خانواده به‌زحمت به ۵ میلیون تومان در ماه می‌رسد؛ بنگاه مسکن در جنوب تهران، یک واحد ۳۷ متری را در مولوی، خیابان موسوی کیانی با قیمت ۶۰ میلیون تومان رهن و ۵ میلیون تومان اجاره ماهیانه به این خانواده پیشنهاد کرده است، اما یک واحد ۳۷ متری برای زندگی یک خانواده مناسب نیست؛ «آقای رحیمی»، مشاور املاک منطقه هم به آقای م گفته، اگر یک واحد ۵۰ متری را طلب کنند، باید اجاره را حداقل به هفت‌میلیون تومان برسانند.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *