زائران امریکایی می‌گفتند آمدیم تا حاج‌قاسم ما را ببخشد

هیچ وقت یادم نمی‌رود، وقتی از آن سه امریکایی پرسیدم چرا به زیارت حاج‌قاسم آمده‌اید؟ با سرافکندگی گفتند: آمده‌ایم حاج‌قاسم ما را ببخشد یا آن مرد چینی که خدا را هم نمی‌شناخت، آمده بود به زیارت حاج‌قاسم؛ حاج‌قاسم را پادشاه خاورمیانه می‌دانست یا آن خانم فرانسوی دلیل خوشبختی ما را اینگونه بیان کرد: شما در ایران حاج‌قاسم دارید و ما در فرانسه همچون ژنرال سلیمانی نداریم

هیچ وقت یادم نمی‌رود، وقتی از آن سه امریکایی پرسیدم چرا به زیارت حاج‌قاسم آمده‌اید؟ با سرافکندگی گفتند: آمده‌ایم حاج‌قاسم ما را ببخشد یا آن مرد چینی که خدا را هم نمی‌شناخت، آمده بود به زیارت حاج‌قاسم؛ حاج‌قاسم را پادشاه خاورمیانه می‌دانست یا آن خانم فرانسوی دلیل خوشبختی ما را اینگونه بیان کرد: شما در ایران حاج‌قاسم دارید و ما در فرانسه همچون ژنرال سلیمانی نداریم

جوان آنلاین: «هیچ وقت یادم نمی‌رود، وقتی از آن سه امریکایی پرسیدم چرا به زیارت حاج‌قاسم آمده‌اید؟ با سرافکندگی گفتند: آمده‌ایم حاج‌قاسم ما را ببخشد یا آن مرد چینی که خدا را هم نمی‌شناخت، آمده بود به زیارت حاج‌قاسم و او را پادشاه خاورمیانه می‌دانست» این‌ها بخش‌هایی از گفت‌وگوی من و آقای جعفر طیار یکی از خادمان گلزار شهدای کرمان است. فقط کافی است یک بار میهمان شهدای گلزار کرمان شده باشید، بعد از آن دلتنگی گاه و بی‌گاه سراغ‌تان می‌آید و دل‌تان را راهی دیار کریمان می‌کند. الحمدلله توفیقی حاصل شد و چندی پیش راهی کرمان شدم تا برای ساعاتی در کنار زائران و خادمان سید شهدای مقاومت سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی باشم و پای حرف‌ها و خاطرات‌شان بنشینم. گلزار شهدای بین‌المللی کرمان روزانه به طور متوسط حدود ۳ هزار زائر دارد؛ زائرانی که با پذیرایی و میهمان‌نوازی خادمان گلزار لحظات خوبی برای‌شان رقم می‌خورد. در این گزارش با آقایان جعفر طیار و ابراهیم شهریاری، دو همرزم روز‌های جنگ و جهاد حاج‌قاسم گفتگو کردم که حالا لباس خادمی به تن کرده‌اند. باهم می‌خوانیم.

در حسرت دیدار از کربلای ۵ تا…
نگاهی به اطراف مزار حاج‌قاسم می‌اندازم، با وجود همه شلوغی گلزار نظم خاصی برقرار است و این را باید مرهون زحمات شبانه‌روزی تیم خادمان گلزار بدانیم؛ تیمی که بی‌هیچ توقعی و به طور کاملاً افتخاری شبانه‌روز کنار شهدا و حاج‌قاسم برای خدمت‌رسانی به زوار خسته از راه رسیده گلزار ایستاده‌اند. با هماهنگی انجام شده، می‌روم و با یکی از خادمان گلزار به نام آقای جعفر طیار همکلام می‌شوم. آقای طیار رزمنده دیروز و همرزم حاج‌قاسم که به گفته خودش از کربلای ۵ به بعد در حسرت دیدار حاج‌قاسم بود، همراهی‌ام می‌کند و با همه مشغله‌های کاری‌اش کنارم می‌نشیند. ابتدای مصاحبه از خودش می‌پرسم و از روز‌هایی که با دست بردن به تاریخ شناسنامه نهایتاً به جبهه اعزام شد. او می‌گوید: من متولد ۱۳۴۵مشهد و دبیر بازنشسته هستم. خدا توفیق داد مدتی در جبهه حضور داشته باشم. من تاریخ تولدم را در شناسنامه تغییر دادم و در دوره دبیرستان راهی جبهه شدم. اوایل چند مرحله از طریق بسیج از مشهدالرضا راهی جبهه شدم. کمی بعد دانشگاه زاهدان قبول شدم و یک مرحله هم در دوره دانشگاه دقیقاً در زمان عملیات کربلای ۵، سال۱۳۶۵ با گردان دانشجویان راهی جبهه شدم، اما این بار با لشکر ۴۱ثارالله که آن زمان نیرو‌های داوطلب زاهدان در این لشکر سازماندهی می‌شدند، با ورود به جبهه یک نام زیاد بر زبان رزمندگان جاری می‌شد؛ «حاج‌قاسم».
من او را اصلاً نمی‌شناختم، اما وقتی از رشادت‌هایش شنیدم و اینکه صدام برای سر او جایزه گذاشته بود، بیشتر مشتاق شدم او را ببینم. او فرمانده لشکر ما بود و دیدنش آرزویم شده بود. عملیات کربلای ۵ پیش رو بود، خداوند توفیق داد من هم در این عملیات شرکت کنم. آرزویم این بود که در بحبوحه عملیات حاج‌قاسم را ببینم، اما نشد که نشد. با مجروح‌شدنم ناچار به پشت جبهه برگشتم و حسرت دیدنش در دلم ماند.

عکس یادگاری با حاج‌قاسم
آقای طیار در ادامه می‌گوید: دست روزگار به گونه‌ای رقم خورد که بعد از جنگ در سال ۱۳۷۱ ساکن کرمان شدم؛ جایی که می‌شد حاج‌قاسم را دید. جیرفت و کهنوج دبیر بودم، منتظر بودم تا روزی حاج‌قاسم را ببینم، ولی گویا زمان بر وفق مرادم نبود که لحظه ناب ملاقات برسد. پنج سال گذشت و من حاج‌قاسمی را که از کربلای۵ انتظار دیدارش را می‌کشیدم، ندیدم. سخت از خودم دلخور بودم که چرا فرمانده دلاور دوران دفاع مقدس را نمی‌بینم تا اینکه تقدیر مرا به سوی یک نهاد آسمانی کشاند و در بنیاد شهید استان کرمان و خادم خانواده‌های شهدا مأمور شدم…
بهترین ساعات عمر من در کنار پدران و مادران شهدا و خانواده‌های عزیزشان می‌گذشت تا اینکه یک روز قرار شد جانبازان ۷۰ درصد جلسه‌ای خودمانی داشته باشند و من مجری آن مراسم باشم. مثل همیشه، به دنبال مطالب ناب بودم تا در برنامه استفاده کنم. نزدیکی‌های مراسم بود که با شنیدن یک خبر، زیر و رو شدم. باورم نمی‌شد سخنران این مراسم سردار دل‌ها باشد. من کسی را می‌خواستم ببینم که سال‌های سال به دنبالش بودم و آن روز او را دیدم. در قاب‌های مختلف با این مرد مهربان و جانبازان عکس یادگاری گرفتیم. بعد از جنگ در سنگر مدرسه معلمی می‌کردم و در خدمت دانش‌آموزان بودم و زمان زیادی را با فرزندان شهدا… در ویژه‌برنامه‌های خاص که حاج‌قاسم سخنران آن بود، حضور داشتم. خدا توفیق داد، چندین مرتبه مجری برنامه‌ها بودم و گاهی که محفل دوستانه رزمندگان برگزار می‌شد در بیت‌الزهرا، این حقیر هم توفیق حضور را داشتم و از بیانات و توصیه‌های ایشان بهره می‌بردم.

در کنار شهید محمدحسین یوسف‌الهی مأوی گرفت
او از شنیدن خبر شهادت فرمانده هم می‌گوید: من هم مثل همه مردم صبح جمعه ۱۳ دی ماه خبر شهادت حاج‌قاسم را شنیدم. باورم نمی‌شد روبه‌روی تلویزیون نشسته بودم تا خبر تکذیب شود، اما… گویا خبر واقعیت داشت. راه افتادم به طرف گلزار شهدا، جمعیت موج می‌زد، گیج و مات و مبهوت فقط فضای گلزار و بچه‌های شهدا را تماشا می‌کردم، صدای گریه از گوشه‌ای به گوش می‌رسید. درست از کنار مزار شهید یوسف‌الهی؛ جایی که حاج‌قاسم گفته بود من را کنار او دفن کنید. وضع عجیبی بود. مادری بر سر و روی خود می‌زد و آن دیگری چندین بار بیهوش شد و دوباره نفس تازه می‌کرد.
خودم را به اتاق صوت رساندم، شروع کردم به دکلمه‌خوانی فراق. اشک امانم را بریده بود. مانده بودم چگونه کلمات را کنار هم بچینم؟ گروه‌گروه مردم وارد گلزار شهدا و نوحه‌خوان سردار می‌شدند.
پنج روز مراسم تشییع حاج‌قاسم طول کشید. کاظمین، کربلا، نجف، اهواز، مشهد، تهران وکرمان. در این مدت لحظه‌ای نبود که گلزار شهدای کرمان خالی از جمعیت شود. خیل جمعیتی که از سراسر ایران، حتی از خارج آمده بودند، دیدنی بود. در آن ایام تا لحظه دفن سردار، به عنوان خادم، به همراه دیگر دوستانم در خدمت مردم و برگزاری مراسم باشکوه برای سردار بودیم. شب و روزمان به سختی می‌گذشت.
روز ۱۷دی مراسم تشییع در کرمان بود و ما در گلزار ویژه‌برنامه فرهنگی برگزار می‌کردیم، منتظر رسیدن پیکر ارباًاربای حاج‌قاسم و حاج حسین بودیم که به ناگاه با پخش خبر شهادت تعدادی از تشییع‌کنندگان در مراسم، همه چیز به هم خورد و مراسم متوقف شد. فردای آن روز نماز صبح به جماعت خوانده شد و قلب تپنده ایران در آرامگاه ابدی‌اش آرام گرفت. درست در کنار شهید محمدحسین یوسف‌الهی.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *