رفاقت پدر و حاج قاسم به دوران دفاع مقدس باز میگشت. با هم بسیار صمیمی بودند و همدیگر را با نام کوچک صدا میکردند. همان ابتدا حاجقاسم به ایشان در جبهه مقاومت مسئولیت دادند و پدر همه همتاش این بود که با تمام توان از عهده این مسئولیت خطیر بیرون بیاید. شهادت حاجقاسم برای پدر سخت بود. یکی از همکاران پدر میگفت سردار زاهدی بعد از شهادت حاجقاسم میگفت دوستدارم خیلی زود به حاجقاسم ملحق شوم. دوست نداشتند بینشان فاصله بیفتد. رفیق قدیمیاش رفت و پدر نیز به حاجقاسم ملحق شد. پدر ارادت زیادی به سردار قاآنی داشت. او چند مرتبه در مورد سردار قاآنی گفت اگر از من بخواهند که یک پاسدار نمونه معرفی کنم، یکیشان همین سردار قاآنی است.
جوان آنلاین: مهربان و صمیمی، از آن طرف خطوط تلفن همکلام ما میشود. تا به امروز اگر در میدان جهاد، همرزمی و همسنگری با سردار زاهدی بود، از بعد شهادت سردار زاهدی رسالتش میشود روایتگری؛ این یعنی دانش آموخته مکتب زینب است. زهره نوربخشان همسر سردار شهید طریقالقدس محمدرضا زاهدی از مهر و محبت سردار میگوید. از رحما بینهمهایش میرسد به اشد علی الکفاری که خواب را بر دشمنان صهیونیستی حرام کرد. همسرانههایش از سردار زاهدی به شهادت میرسد و میگوید: «او معتقد بود هر کسی را دوست دارید دعا کنید شهید شود. هیچ چیزی بالاتر از شهادت نیست.» این بالاترین خیر در ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ برای سردار زاهدی رقم خورد. خانم نوربخشان متولد ۱۳۴۴ و زاده اصفهان است. این روزها برای سردار زاهدی که مزد مجاهدتهای ۴۰ سالهاش شهادت شد، خوشحال است، اما برای خود که دیگر، چون اویی را در کنارش ندارد، غم در دل دارد، اما با همه مشغلههایش صبورانه همراهیمان میکند و در چهلمین روز شهادت سردار شهید محمد رضا زاهدی از او میگوید.
همان ابتدا از آشناییاش با شهید برای ما روایت میکند، از روزی که نشستند و از آینده پیش رو گفتند. از همراهی که باید همسنگر باشد در مسیر جهاد و شهادت. زهره نوربخشان از آن روزها میگوید. همسرم متولد یکم شهریور
سال ۱۳۴۰، زاده اصفهان و پسردایی پدرم بود. خانوادههای ما با هم زیاد رفت و آمد نداشتند، شاید سالی یکی دوبار همدیگر را در مناسبتها و ایام خاص میدیدند تا جایی که من میدانستم همسرم از همان ابتدا داوطلبانه وارد میدان شده بود و بعد به عضویت سپاه درآمد. خبر رفت و آمدنهایش به منطقه را میشنیدم.
