برچسب سردار شهید

فرمانده‌ای که پسرخاله صدام را اسیر کرده بود

بعد از تشییع پدرم، پیکرش را در همان مزاری دفن کردیم که اردیبهشت سال ۱۳۶۴ به صورت نمادین سنگی برایش گذاشته بودیم. پدرم به حضرت زهرا (س) خیلی ارادت داشت. برای همین پیکرش مقارن با شهادت حضرت‌زهرا (س) در ۱۷‌اردیبهشت سال ۱۳۹۰ به وطن برگشت و با استقبال مردم تشییع شد

می‌گفت هر کسی را دوست دارید دعا کنید شهید شود

رفاقت پدر و حاج قاسم به دوران دفاع مقدس باز می‌گشت. با هم بسیار صمیمی بودند و همدیگر را با نام کوچک صدا می‌کردند. همان ابتدا حاج‌قاسم به ایشان در جبهه مقاومت مسئولیت دادند و پدر همه همت‌اش این بود که با تمام توان از عهده این مسئولیت خطیر بیرون بیاید. شهادت حاج‌قاسم برای پدر سخت بود. یکی از همکاران پدر می‌گفت سردار زاهدی بعد از شهادت حاج‌قاسم می‌گفت دوست‌دارم خیلی زود به حاج‌قاسم ملحق شوم. دوست نداشتند بین‌شان فاصله بیفتد. رفیق قدیمی‌اش رفت و پدر نیز به حاج‌قاسم ملحق شد. پدر ارادت زیادی به سردار قا‌آنی داشت. او چند مرتبه در مورد سردار قاآنی گفت اگر از من بخواهند که یک پاسدار نمونه معرفی کنم، یکی‌شان همین سردار قاآنی است.

«همسفر» شرح نقش بی‌بدیل همسران فرماندهان در روز‌های سخت دفاع‌مقدس

زندگی در پاوه برای ما پر از ماجرا و دغدغه بود، اما من آن دغدغه‌ها را شیرین می‌دیدم. حاجی سال‌ها یا در حال کار یا درگیری در مناطق کوهستانی، دره‌ها و حتی خارج از شهر‌ها و مرز‌ها بود. ایشان مأموریت‌های مختلفی داشت و عملیات‌هایی را در شهر‌هایی اطراف و در نزدیکی مرز ایران و عراق انجام می‌داد. من آن زمان ۲۴ سال و یک فرزند داشتم. زندگی ما پر از خطر بود. هر لحظه ممکن بود، شهادت پیش بیاید یا حتی اسیر شویم

آخرین پیامک سردار مختاربند به همسرش چه موضوعی داشت/ دندان‌های شکسته شهید نشانه چه بود؟

حاج حمید مختاربند متولد سال ۱۳۳۵ در روستای عنبر از توابع مسجد سلیمان و اولین فرزند از یک خانواده پرجمعیت بود و در پاییز سال ۹۴ همراه با سردار حسونی زاده در سوریه به شهادت رسید.